• درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
  • درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
pishnahadevizheh
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه

داستان ضرب المثل شریک دزد و رفیق قافله! | ماجرای ضرب المثل معروف

  • شناسه خبر: 15994
  • تاریخ و زمان ارسال: ۲۷ فروردین ۱۴۰۲ ساعت ۱۴:۱۱
  • نویسنده: پیشنهاد ویژه
داستان ضرب المثل شریک دزد و رفیق قافله! | ماجرای ضرب المثل معروف

ضرب المثل گونه ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن ها نهفته است. بسیاری از این داستان ها از یاد رفته اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این حال، در سخن به کار می رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی:داستان زدن) است.تاریخ پیدایش امثال و حکم به مدت ها پیش بر می گردد چنانچه از قدیم الایام جملات و ماجراهایی وجود داشتد که بخاطر یک اتفاق بازگو می شدند و ربطی به این اتفاقی که افتاده بود داشته است،تا پیش از این تاریخچه ضرب المثل هایی راکه با عنوانی رواج داشته اند بررسی می کردیم اما در این مطلب قصد داریم خود انواع ضرب المثل را ریشه یابی کنیم و ببینیم ضرب المثل معروف چیست.

در روزگاران قدیم تجار و مردم برای رفت و آمد در بین شهر ها از حیواناتی مانند اسب و شتر استفاده می کردند، سرعت کم این چهارپایان و هم چنین خستگی خود مسافران باعث می شد تا آن ها مجبور باشند در بین راه توقف کرده و استراحت کنند.

توقف کاروان ها در مسیر های خلوت و بیابانی اغلب فرصت بسیار خوبی برای راهزنان بود تا اموال با ارزش تجار و مردم را به غارت ببرند، به همین دلیل کاروان های کمی بود که بدون بر خورد با راهزنان به مقصد برسد.

راهزنان با دیدن هر کاروان تجاری خود را در کمین گاه هایی پنهان کرده و در فرصتی مناسب به کاروان حمله می کردند و در صورتی که با مقاومت کاروانیان مواجه می شدند آن ها را به قتل می رساندند.

در همین دوران بود که روزی کاروانی متشکل از چندین تاجر به قصد تجارت و خرید و فروش کالا های تجاری، از شهر خود به مقصدی دیگر حرکت کردند، هدف آن ها به دست آوردن سود از فروش کالا هایی که از شهر خود همراه داشتند و تهیه لوازم مورد نیاز برای شهر خود بود.

تاجر جوانی همراه این کاروان بود که به تازگی کار تجارت را شروع کرده و اولین سفر کاری خود را تجربه می کرد، او کم و بیش از اطرافیان شنیده بود که ممکن است در مسیر با غارتگران و راهزنان مواجه شود و هر بار این فکر و از دست دادن اموال و سودش به شدت او را می ترساند.

اما این جوان با وجود ترس زیادی که داشت باز هم نمی توانست از سودی که قرار بود نصیب اش شود بگذرد به همین دلیل تصمیم نهایی خود را گرفت با کاروان همراه شد.

چند روز ابتدایی سفر، آرام و در امنیت گذشت و کسی مزاحم کاروانیان نشد اما زمانی که آن ها به جاده های پر پیچ و خم کوهستانی رسیدند به راحتی می شد ترس و نگرانی را در چهره ی افراد کاروان مشاهده کرد زیرا که در این جاده ها کمین گاه های خوبی برای راهزنان وجود داشت، تاجر جوان نیز با دیدن نگرانی بقیه افراد، هر لحظه ترس و نگرانی بیش تری را تجربه می کرد.

غروب شده بود که آن ها به پایین جاده های کوهستان رسیدند و تصمیم گرفتند شب را در آن جا استراحت کرده و صبح با توان بیش تری دوباره به راه خود ادامه دهند.

تمام کاروانیان کالا های خود را از اسب ها پیاده کردند تا هم حیوانات استراحتی کنند و هم برای در امان ماندن اموال، آن ها را در جای مناسبی مخفی کنند زیرا احتمال حمله ی راهزنان در شب زیاد بود.

بعد از اتمام کار همگی کمی آسوده خاطر شده و به کاری مشغول شدند اما تاجر جوان از ترس نمی توانست کاری انجام دهد به همین خاطر تصمیم گرفت گشتی در کوهستان زده و غارتگران را پیدا کند، او قصد داشت با آن ها معامله کند تا اگر کاروان مورد حمله قرار گرفت اموال خود را نجات داده باشد.

او پس از کمی جست و جو، مخفی گاه راهزنان را پیدا کرده و به دیدار رئیس آن ها رفت و گفت برای معامله آمده ام. رئیس دزد ها آماده شنیدن حرف های جوان شد و گفت به دنبال چه معامله ای هستی؟

تاجر جوان گفت: من همراه کاروان تجاری هستم که در پایین همین کوه در حال استراحت هستند، می دانم که شما قصد حمله به ما را دارید اما این اولین بار است که من به تجارت آمده ام و اگر اکنون اموال مرا غارت کنید شکست بزرگی می خورم آمده ام تا بگویم من جای همه ی اموالی که تجار دیگر مخفی کرده اند را می دانم و جای آن ها را علامت می زنم تا شما راحت تر اموال را پیدا کنید اما در عوض این اطلاعات از شما می خواهم که به دارایی من کاری نداشته باشید.

و بعد ادامه داد: اگر امشب به کاروان حمله کنید فرصت مناسبی است.

رئیس دزد ها با افراد خود مشورت کرد و به این نتیجه رسیدند که با کمک این جوان بدون درگیری می توانند اموال را از آن خود کنند پس با پیشنهاد تاجر جوان موافقت کردند و او با خوشحالی آن جا را ترک کرد و بعد از این که به محل استراحت کاروان رسید طبق قولی که به دزد ها داده بود جای تک تک اموال را علامت گذاری کرد و سپس کنار بقیه خوابید.

دزد ها نیمه شب به سراغ محل هایی رفتند که علامت گذاری شده بود و تمام اموال را به غارت بردند، تاجر جوان نیز صبح دم قبل از این که بقیه کاروانیان بیدار شود به مخفی گاه دزد ها رفت و سهم خود از اموال دزدیده شده را پس گرفت و سپس پیش کاروان برگشت و آن را در جایی از وسایلش پنهان کرد.

بعد از گذشت ساعتی کاروانیان یکی یکی از خواب بیدار شده و متوجه ماجرا شدند اما چاره ای جز ادامه دادن مسیر نداشتند پس راه افتادند اما هر یک با آه و افسوس از بلایی که به سرشان آمده بود گله می کردند.

تاجر جوان که حوصله ی شنیدن حرف های آن ها را نداشت سریع تر از کاروان خود را به شهر بعدی رساند و اموال خود را در بازار فروخت. تجار دیگر نیز بعد از او به شهر رسیدند و به بازار رفتند تا بلکه پولی به دست آورده و دست خالی به شهر خود بر نگردند، بعضی از آن ها دوستانی در این شهر داشتند.

یکی از تجار وارد مغازه ای شد که با صاحب آن دوست بود و ماجرای دزدیده شدن اموال کاروانیان را برای او تعریف کرد اما همین طور که در حال صحبت بود چشمش به کالا هایی افتاد که مال خودش بود و به دست راهزنان دزدیده شده بود.

او با تعجب از دوستش پرسید این کالا ها را از کجا آورده ای؟ صاحب مغازه گفت: امروز صبح جوانی این ها را آورد و قیمت خوبی برای شان پیشنهاد داد به همین دلیل من این کالا ها را خریدم.

تاجر گفت: آیا اگر این جوان را ببینی می توانی دوباره او را بشناسی؟

صاحب مغازه گفت: بله.

تاجر که پی به ماجرا برده بود پیش تجار دیگر بر گشت و همه چیز را برای آن ها تعریف کرد سپس همگی آن ها پیش قاضی شهر رفتند و از تاجر جوان شکایت کردند.

به دستور قاضی، تاجر جوان دستگیر و محکوم به پرداخت غرامت به تک تک تجار شد.

در پایان محاکمه قاضی رو به تاجر جوان کرد و گفت: این برای تو درس عبرتی ست تا شریک دزد و رفیق قافله نشوی.

جوان نیز برای آن که زندان نرود، مجبور شد تمام اموال خود را بفروشد و ضرر تجار دیگر را جبران کند.

 

ضرب المثل

مطالب مرتبط

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

آشنایی با هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول

هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول؛ تجربه اقامتی رویایی کنار گالاتا

بهترین آموزشگاه زبان تهرانپارس

توری آکاردئونی

هم زیبایی هم کارایی؛ چرا توری آکاردئونی بهترین گزینه برای درب ورودی است؟

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

لغو پاسخ

اخبار پربحث پیشنهاد ویژه

  • کارشناس روابط عمومی در چرا باید لپ‌تاپ در سفر داشته باشیم؟
  • میرزابیگی در چرا باید لپ‌تاپ در سفر داشته باشیم؟
  • کارشناس روابط عمومی در با هلدینگ ملاصدار، راه رسیدن به ویزای تحصیلی اسپانیا، سخت نیست.
  • محمد در با هلدینگ ملاصدار، راه رسیدن به ویزای تحصیلی اسپانیا، سخت نیست.
  • کارشناس روابط عمومی در هتل‌های لاکچری مشهد را بشناسید | معرفی ۱۰ هتل برتر با تصاویر و امکانات VIP
  • ناصری فرد در هتل‌های لاکچری مشهد را بشناسید | معرفی ۱۰ هتل برتر با تصاویر و امکانات VIP

پایگاه خبری «پیشنهاد ویژه» جایی است برای اطلاع از تازه‌ترین و مهم‌ترین اخبار ایران و جهان؛ سریع، دقیق و معتبر، بدون شایعه و حاشیه. این رسانه با ارائه خبرهای داغ، گزارش‌های ویژه و تحلیل‌های کوتاه، تلاش می‌کند تصویری روشن و قابل‌اعتماد از رویدادهای روز را در اختیار مخاطبان قرار دهد. «پیشنهاد ویژه» همراه شماست تا همیشه به‌روز بمانید و مهم‌ترین اتفاقات را در کوتاه‌ترین زمان دنبال کنید.

  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
Telegram