• درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
  • درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
pishnahadevizheh
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه

داستان ضرب المثل یکی از گرسنگی مرد آن وقت دو تا دو تا نان بالای سرش می گذاشتند | ماجرای ضرب المثل معروف

  • شناسه خبر: 15836
  • تاریخ و زمان ارسال: 8 آوریل 2023 ساعت 13:30
  • نویسنده: پیشنهاد ویژه
داستان ضرب المثل یکی از گرسنگی مرد آن وقت دو تا دو تا نان بالای سرش می گذاشتند | ماجرای ضرب المثل معروف

ضرب المثل گونه ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن ها نهفته است. بسیاری از این داستان ها از یاد رفته اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این حال، در سخن به کار می رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی:داستان زدن) است.تاریخ پیدایش امثال و حکم به مدت ها پیش بر می گردد چنانچه از قدیم الایام جملات و ماجراهایی وجود داشتد که بخاطر یک اتفاق بازگو می شدند و ربطی به این اتفاقی که افتاده بود داشته است،تا پیش از این تاریخچه ضرب المثل هایی راکه با عنوانی رواج داشته اند بررسی می کردیم اما در این مطلب قصد داریم خود انواع ضرب المثل را ریشه یابی کنیم و ببینیم ضرب المثل معروف چیست.

در روزگاران قدیم، در یک خانه مشهدی میرزا با همسرش زندگی می کردند گرچه مشهدی میرزا از لحاظ مالی در وضعیت متوسطی به سر می برد ولی زنش خیلی خسیس بود و همیشه از آینده و فقر می ترسید. به همین خاطر اصلاً غذای درست و حسابی درست نمی کرد.

یک شب مشهدی میرزا از شدت گرسنگی گفت: «زن این چه طرز زندگی کردنه؟ ما هر دو پیر شده ایم و به زودی می میریم. تا کی میخوای خسیس باشی؟ غذای مقوی و به درد بخوری درست کن تا بخوریم و جان بگیریم»، اما این حرفها اصلا به گوش او نمی رفت و در جواب شوهرش می گفت: «باید صرفه جویی کنیم که فردا گدا و گرسنه این گوشه و آن گوشه نیفتیم.»

به هر حال ایامِ این زن و شوهر با دعوا و درگیری سپری می شد تا این که مشهدی میرزا مریض شد و همش در استراحت بود. چند روز اول همسرش اصلاً قبول نمی کرد شوهرش مریض شده باشد. بعد که دید شوهرش تب کرده و هذیان می گوید، فهمید که نه، این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و باید هر چه زودتر برای شوهر مریضش چاره ای بیاندیشد. همسایه ها هم کم کم متوجه شدند که مشهدی میرزا مریض شده است. آنها یکی یکی به  دیدنش می آمدند و هر کدام حرفی می زدند. یکی می گفت: «هر چه زودتر برای مشهدی میرزا طبیب بیاورید و دارو بخرید تا درمان شود.»

یکی می گفت: «برای مشهدی میرزا غذاهای مقوی و جان دار بپزید.» خلاصه هر کس برای بهبود مشهدی میرزا نظری می داد. اما زن او اصلا زیر بار پول خرج کردن و طبیب آوردن و دارو خریدن و از این قبیل کارها نمی رفت. با همان داروها و جوشانده های گیاهی خانگی، مشغول معالجه ی شوهرش شد.

دو سه روزی هم به همین شیوه و با این گرفتاری ها گذشت. زن هر لحظه منتظر بود حال شوهرش بهتر شود؛ اما اثری از بهبود در او دیده نمی شد. به همین خاطر زن کم کم داشت راضی می شد که مرغ و جوجه بخرد و سوپ مرغی بپزد و به حلق مشهدی میرزای مریض بریزد  تا ایین که عمر شوهرش به سر آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

زن که باور نمی کرد مشهدی میرزا از بی غذایی و ضعف مرده باشد، وقتی دید او را از دست داده، با عجله به زیرزمین خانه اش رفت. از توی نان دانی خانه اش چند تا نان بیرون آورد و با عجله کنار همسرش برگشت. آن وقت دوتا دوتا نان بالای سرش می گذاشت و می گفت: «بخور، بخور این هم نان. بخور که نمیری». اما دیگر کار از کار گذشته بود و مشهدی میرزا با جفت نان هایی که به او می داد، زنده نمی شد.

 

ضرب المثل

مطالب مرتبط

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

آشنایی با هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول

هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول؛ تجربه اقامتی رویایی کنار گالاتا

بهترین آموزشگاه زبان تهرانپارس

توری آکاردئونی

هم زیبایی هم کارایی؛ چرا توری آکاردئونی بهترین گزینه برای درب ورودی است؟

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

لغو پاسخ

اخبار پربحث پیشنهاد ویژه

  • سجاد در راهنمای جامع خرید دستگاه حضور و غیاب: از نرم‌ افزار تا فناوری‌های پیشرفته
  • کارشناس روابط عمومی در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • رویا در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • پویا در مزایا و معایب پراپ تریدینگ | آنچه قبل از ورود باید بدانید
  • کارشناس روابط عمومی در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟
  • بابک در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟

پایگاه خبری «پیشنهاد ویژه» جایی است برای اطلاع از تازه‌ترین و مهم‌ترین اخبار ایران و جهان؛ سریع، دقیق و معتبر، بدون شایعه و حاشیه. این رسانه با ارائه خبرهای داغ، گزارش‌های ویژه و تحلیل‌های کوتاه، تلاش می‌کند تصویری روشن و قابل‌اعتماد از رویدادهای روز را در اختیار مخاطبان قرار دهد. «پیشنهاد ویژه» همراه شماست تا همیشه به‌روز بمانید و مهم‌ترین اتفاقات را در کوتاه‌ترین زمان دنبال کنید.

  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
Telegram