ضرب المثل

داستان ضرب المثل هم چوب را خورد هم پیاز را هم پول داد | ماجرای ضرب المثل معروف

ضرب المثل هم چوب را خورد هم پیاز را هم پول داد درباره کسانی گفته می شود که فکر می کنند خیلی دانا و زرنگ هستند ولی همیشه ضرر می کنند.

داستان ضرب المثل هم چوب را خورد هم پیاز را هم پول داد | ماجرای ضرب المثل معروف
کدخبر : 15671
پایگاه خبری تحلیلی پیشنهاد ویژه :

ضرب المثل گونه ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن ها نهفته است. بسیاری از این داستان ها از یاد رفته اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این حال، در سخن به کار می رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی:داستان زدن) است.تاریخ پیدایش امثال و حکم به مدت ها پیش بر می گردد چنانچه از قدیم الایام جملات و ماجراهایی وجود داشتد که بخاطر یک اتفاق بازگو می شدند و ربطی به این اتفاقی که افتاده بود داشته است،تا پیش از این تاریخچه ضرب المثل هایی راکه با عنوانی رواج داشته اند بررسی می کردیم اما در این مطلب قصد داریم خود انواع ضرب المثل را ریشه یابی کنیم و ببینیم ضرب المثل معروف چیست.

و اما حکایت مرد خسیس در محکمه :روزی روزگاری، دو مرد کشاورز با یکدیگر دچار اختلاف شدند و هرچه زمان می گذشت، اختلاف بین این دو کشاورز بالاتر می رفت. تا اینکه آنها بالاخره پیش قاضی شهر رفتند. یکی از کشاورزان گفت: من پیاز می کارم و کشاورزی خوبی هم دارم. این مرد همسایه ی من است و زمانی که محصول من آماده جمع آوری می شود، افرادی را می فرستد تا محصول مرا خراب کنند و هرچه دلیلش را می پرسم می گوید: این محصولات بدبوی تو هیچ خاصیتی ندارند. در ضمن بوی آن مرا اذیت می کند. قاضی از کشاورز دومی خواست از خود دفاع کند. او فقط می گفت: محصول او اصلاً به درد نمی خورد.

قاضی بعد از چند لحظه فکر حکمی برای این دو نفر صادر کرد. او گفت: کشاورز دومی که به محصولات کشاورز اولی خسارت وارد کرده یا باید پول آن را بپردازد، یا بایدصد ضربه شلاق بخورد و یا اینکه باید ده کیلو پیاز را خام خام بخورد. مرد کشاورز که خیلی خودخواه و خسیس بود، قبول کرد و از آنجا که فکر می کرد حکم سومی راحت تر است، گفت پیاز می خورم. کشاورز طماع با اینکه خیلی سختش بود دو کیلو از پیازها را خورد، ولی دیگر نتوانست و با خود فکر کرد شلاق خوردن راحت تر است.

پس گفت: باشه حکم شلاق را در مورد من اجرا کنید. اما وقتی بیست ضربه شلاق را خورد، دید که واقعاً توان تحمل این ضربات را ندارد و ترسید که جانش را از دست بدهد و گفت: دست نگهدارید، باشد خسارت مالی را جبران می کنم.

 

درواقع کشاورز طماع و حیله گر هم پیاز را خورد، هم ضربات شلاق را و هم پول را داد.

 

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر:

  • پربازدید
  • پربحث ها
روی خط رسانه