• درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
  • درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
pishnahadevizheh
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه

داستان ضرب المثل اگه برای من آب نداره‌، برای تو که نون داره! | ماجرای ضرب المثل معروف

  • شناسه خبر: 15313
  • تاریخ و زمان ارسال: 15 مارس 2023 ساعت 11:30
  • نویسنده: پیشنهاد ویژه
داستان ضرب المثل اگه برای من آب نداره‌، برای تو که نون داره! | ماجرای ضرب المثل معروف

در ایامی که آب آشامیدنی و آب کشاورزی از قنات به دست می آمد. یکی از مهم ترین و موثرترین کارهای افراد نیکوکار، هزینه کردن در زمینه ساخت قنات برای اهالی روستا بود. به همین خاطر در یکی از روزها یکی از این نیکوکاران تصمیم به ساخت چاه قنات برای روستای خود گرفت. در اولین فرصت یک چاه کن ماهر استخدام کرد و تپه ای در اختیار او گذاشت تا کارش را انجام دهد و یک قنات با آب گوارا تحویل روستا دهد.

چاه کن همراه با چند نفر از زیردست هایش روزها و هفته ها کار کردند و چاه کندند اما متاسفانه به آب نرسیدند. هر روز غروب هم مرد نیکوکار به چاه کن و کارگرانش سر می زد، تا هم حقوق روزانه ی آنها را بدهد و هم از چگونگی روند کار مطلع شود.

در روزهای آغازین چاه کن خیلی امیدوارانه می گفت: «انشاء الله به زودی به آب گوارا خواهیم رسید»؛ اما هر چقدر که طولانی تر می شد به نا امیدی بیشتری هم می رسیدند و دست و دلشان به کار کردن نمی رفت. در حقیقت هیچ کدام از چاه هایی که کنده بودند، به سفره آبهای زیرزمینی راه پیدا نکرده بودند.

بنابراین چاه کن یواش یواش غُر زدن و نالیدن را شروع کرد و از نامناسب بودن تپه ای که مرد نیکوکار برای قنات انتخاب کرده بود، صحبت می کرد. به هرحال با این که مرد نیکو کار باید زودتر از چاه کن ناامید می شد، این طور نبود. مرد خیر همیشه غروب به غروب بعد از دادن دستمزد چاه کن و کارگرانش می گفت: «به خدای مهربان توکل کنید و کارتان را ادامه بدهید، مطمئن باشید به آب می رسید.»

چاه کن چند روزی امیدوارانه کارش را پیش برد و دوباره به صاحب کار گفت: «من بعید می دانم که این چاه ها به آب برسد. هم ما وقتمان را هدر می دهیم، هم تو داری بیهوده پول هایت را خرج می کنی. بنابراین تا بیشتر از این ضرر نکرده ای، دست از این کار بردار و یا این که تپه بهتری برای ما انتخاب کن»

مرد نیکوکار گفت: «این جا بهترین تپه است و نزدیک مردمی می باشد که شدیدا به آب نیاز دارند. پس بهتر است امیدوارانه کارتان را ادامه دهید تا به لطف خدا به آب برسیم»

چاه کن گفت: «من تا به امروز صدها قنات درست کرده ام. هیچ کدامشان این همه کار نبرده. من واقعا دیگر دستم به کار نمی رود.» نیکوکار گفت: « مگر نمی دانید هر چقدر چاه های قنات دیرتر به آب برسند، بهتر است چون به سفره های آبی که در اعماق زمین وجود دارد، راه پیدا می کند و آب بیشتر و گواراتری به مردم می رسد.»

چاه کن گفت: «قربان، من حرفه و تخصصم همین است و می دانم که از چاه های روی این تپه آبی در نمی آید. اجازه بدهید چاه کندن را تعطیل کنیم و برویم. ما دیگر نمی توانیم ادامه بدهیم.» مرد خیر بلافاصله گفت: «به حق چیزهای ندیده! من که هر روز دستمزد شما را می دهم و به نتیجه نمیرسم باید ناامید بشوم یا شما که این چاه ها چه به آب برسد و چه نرسد، کارتان را می کنید و پولتان را می گیرید؟ اگر از این چاهها برای من آب در نمی آید، برای شما که نان در می آید. خواهشاً ناامید نشوید و ادامه دهید.»

نیکو کار راست می گفت. در هر صورت آنها غروب به غروت دستمزد خودشان را می گرفتند. بنابراین چاه کن و کارگرانش قانع شدند باز هم مشغول کندن چاه ها شدند. روزها ادامه دادند تا بالاخره به آبی بسیار زیاد، شیرین و گوارا رسیدند.

 

ضرب المثل

مطالب مرتبط

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

آشنایی با هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول

هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول؛ تجربه اقامتی رویایی کنار گالاتا

بهترین آموزشگاه زبان تهرانپارس

توری آکاردئونی

هم زیبایی هم کارایی؛ چرا توری آکاردئونی بهترین گزینه برای درب ورودی است؟

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

لغو پاسخ

اخبار پربحث پیشنهاد ویژه

  • سجاد در راهنمای جامع خرید دستگاه حضور و غیاب: از نرم‌ افزار تا فناوری‌های پیشرفته
  • کارشناس روابط عمومی در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • رویا در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • پویا در مزایا و معایب پراپ تریدینگ | آنچه قبل از ورود باید بدانید
  • کارشناس روابط عمومی در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟
  • بابک در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟

پایگاه خبری «پیشنهاد ویژه» جایی است برای اطلاع از تازه‌ترین و مهم‌ترین اخبار ایران و جهان؛ سریع، دقیق و معتبر، بدون شایعه و حاشیه. این رسانه با ارائه خبرهای داغ، گزارش‌های ویژه و تحلیل‌های کوتاه، تلاش می‌کند تصویری روشن و قابل‌اعتماد از رویدادهای روز را در اختیار مخاطبان قرار دهد. «پیشنهاد ویژه» همراه شماست تا همیشه به‌روز بمانید و مهم‌ترین اتفاقات را در کوتاه‌ترین زمان دنبال کنید.

  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
Telegram