• درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
  • درباره پایگاه خبری پیشنهاد ویژه
  • تماس با سردبیر
pishnahadevizheh
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه
  • اخبار بازار طلا و ارز
    • اخبار بانکی
      • بورس ایران و جهان
  • خانواده و زندگی مردم
    • مقاطع تحصیلی
      • اندیشه اسلامی
        • مقالات حقوقی
    • حمل و نقل عمومی
  • اخبار سیاست داخلی و خارجی
  • صنعت و معدن
    • صنعت ماشین‌سازی
    • مقالات کارآفرینی و برندینگ
    • صنایع غذایی
  • اخبار بازار مسکن و املاک
  • سلامت و پزشکی
  • اخبار علم و فناوری
  • فرهنگ و سینما
    • عمومی و سرگرمی
  • تازه‌های ارز دیجیتال
  • مسابقات ورزشی
  • اخبار بین‌المللی
    • سفرهای خارجی و داخلی
  • اخبار استان‌های ایران
  • لینک‌های ویژه

داستان ضرب المثل مرغش یک پا دارد! | ماجرای ضرب المثل معروف

  • شناسه خبر: 15287
  • تاریخ و زمان ارسال: 14 مارس 2023 ساعت 22:30
  • نویسنده: پیشنهاد ویژه
داستان ضرب المثل مرغش یک پا دارد! | ماجرای ضرب المثل معروف

 

در ایام قدیم پیرمرد باهوشی به نام ملانصرالدین زندگی می کرد. او متوجه شد که همه اهالی برای حاکم جدید شهر هدیه ای می دهند. ملا گرچه علاقه ای به این نوع پابوسی ها نداشت ولی خواست طبق رسم و رسوم شهر هدیه ای برایش ببرد و حاکم را از مشکلات مردم شهر آشنا کند. به همین خاطر به همسرش گفت: «یکی از مرغ های خانه را بگیر و بپز تا برای حاکم ببرم.»

همسر با سلیقه اش مرغ پخته شده را با سبزی های معطر و خوش رنگ تزئین کرد و درب آن را بست و به دست ملا سپرد. بوی خوب مرغ پخته شده دل ملانصرالدین را برد و با خود گفت: « اگر حاکم جدیدی نداشتیم الان با همسرم مشغول خوردن این مرغ خوشمزه بودم.»

اما چاره ای نبود. ملانصرالدین غذا را در دستش گرفت و راه افتاد. توی راه دو سه بار سر پوش غذا را برداشت و به مرغ پخته نگاهی انداخت. با خود گفت: احتمالا غذا را که به حاکم بدهم، او به تنهایی غذا را نمی خورد و به من هم تعارف می کند آن وقت با همدیگر غذا را می خوریم. بعد چند قدمی که بر داشت باز با خود گفت: «نکند حاکم اصلاً تعارف نکند یا شاید هم ناهار خورده باشد و غذا را برای شامش نگه دارد.»

اما بالاخره بوی مطبوع مرغ باعث شد ملانصرالدین دیگر طاقت نیاورد و در گوشه ای بنشیند و یک ران مرغ را به دندان بکشد. فوراً لب و لوچه اش را پاک کرد و پشیمان شد با خود گفت: «این چه کاری بود من کردم. حالا اگر حاکم مرغ یک پا را ببیند چه می گوید؟، کاش برگردم و فردا با مرغ پخته ی دیگری به دیدنش بروم.»

کمی با خودش بگو مگو کرد و به این نتیجه رسید که همان مرغ دست خورده را به حاکم هدیه دهد. مقداری از سبزی های دور و بر مرغ را روی قسمتی که کنده شده بود، ریخت و راه افتاد. به هر حال بعد از مدتی به مقصد رسید.

وارد خانه ی حاکم شد. ورود حاکم جدید را به شهرشان خیر مقدم گفت و بعد از تعاریف و خوش و بش هایش گفت: «ای حاکم همسرم آشپز خوبی است. از او خواستم برای تان مرغی بپزد که دست پختش را بچشید. شاید این کار باعث شود از این به بعد گاهی برای خوردن دست پخت همسرم هم که شده به خانه ی ما بیایید.»

حاکم از لطف و محبت ملانصرالدین و همسرش تشکر کرد؛ درب قابلمه را کنار زد و در یک نگاه فهمید که مرغ توی سینی یک پا دارد. ملانصرالدین همان لحظه در فکر فرو رفت که اگر حاکم از او سوال پرسید چه جوابی بدهد.

حاکم خندید و گفت: «حتما همسر شما یک لنگ مرغ را خورده که از خوشمزه بودن غذا مطمئن شود.»

ملانصرالدین نمی دانست چه جواب بدهد. ناگهان از پنجره ی اتاق چشمش به غازهای کنار استخر خانه ی فرمانروا افتاد که روی یک پا ایستاده بودند. با اطمینان خنده ای کرد و گفت: «نه قربان، سال هاست که همسر من آشپزی می کند و به این چشیدن ها نیازی ندارد»

حاکم گفت: «پس چرا مرغی که برای من آورده ای، یک پا دارد؟»

ملانصرالدین خندید و گفت: «باید بگویم همه ی مرغ های این شهر یک پا دارند. لطفا از همین پنجره غازهای خانه ی خودتان نگاه کنید؛ همه روی یک پا ایستاده اند.»

فرمانروا به غازهای کنار استخرش نگاه کرد. همه روی یک پا ایستاده بودند. در همین موقع یکی از کارکنان خانه او با چوب دنبال غازها افتاد تا آنها را به لانه شان ببرد. آغازها به طرف لانه دویدند. فرمانروا به ملانصرالدین گفت: «تو دروغگو هستی، می بینی که آنها دو پا دارند.»

ملانصرالدین گفت: «اولا اگر با آن چوب شما را هم دنبال می کردند، غیر از دو پایی که داشتید، دو پا هم قرض می کردید و در میرفتید؛ در ثانی من این مرغ را زمانی اگرفته ام که با خیال راحت استراحت می کرده و فقط یک پا داشته است. حاکم فهمید که نمی تواند از پس زبان ملانصرالدین برآید. به کارکنانش گفت: «این مرغ یک پا را به داخل خانه ببرید تا با زن و بچه ام بخوریم».

ضرب المثل

مطالب مرتبط

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع تحصیل در انگلستان برای دانشجویان ایرانی

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

راهنمای جامع برای خرید ساعت مچی زنانه

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

خواص ماست ایسلندی؛ هرآنچه باید بدانید

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

شانه یخ زده: آیا ورزش می‌تواند به درمان کمک کند؟

آشنایی با هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول

هتل های نزدیک برج گالاتا استانبول؛ تجربه اقامتی رویایی کنار گالاتا

بهترین آموزشگاه زبان تهرانپارس

توری آکاردئونی

هم زیبایی هم کارایی؛ چرا توری آکاردئونی بهترین گزینه برای درب ورودی است؟

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

حداکثر مدت زمان پرداخت خلافی خودرو و پیامدهای پرداخت نکردن به موقع آن

لغو پاسخ

اخبار پربحث پیشنهاد ویژه

  • سجاد در راهنمای جامع خرید دستگاه حضور و غیاب: از نرم‌ افزار تا فناوری‌های پیشرفته
  • کارشناس روابط عمومی در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • رویا در اسامی فرش‌های دستباف ایرانی | معرفی کامل انواع قالی‌های اصیل ایران
  • پویا در مزایا و معایب پراپ تریدینگ | آنچه قبل از ورود باید بدانید
  • کارشناس روابط عمومی در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟
  • بابک در آیا پروژه‌های بلاک چینی از بحران‌های جهانی سود می‌برند؟

پایگاه خبری «پیشنهاد ویژه» جایی است برای اطلاع از تازه‌ترین و مهم‌ترین اخبار ایران و جهان؛ سریع، دقیق و معتبر، بدون شایعه و حاشیه. این رسانه با ارائه خبرهای داغ، گزارش‌های ویژه و تحلیل‌های کوتاه، تلاش می‌کند تصویری روشن و قابل‌اعتماد از رویدادهای روز را در اختیار مخاطبان قرار دهد. «پیشنهاد ویژه» همراه شماست تا همیشه به‌روز بمانید و مهم‌ترین اتفاقات را در کوتاه‌ترین زمان دنبال کنید.

  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
  • حفظ حریم خصوصی کاربران
  • سوالات متداول کاربران
  • حقوق انتشار اخبار
  • تبلیغات ویژه
Telegram