پسری که با ترفندی شیطانی، دختر جوان را پس از تبلیغات ماساژ درمانی در فضای مجازی به سالن آرایشگاه زنانه کشانده و هدف آزار وحشیانه قرار داده بود، درحالی روانه زندان شد که با گذشت حدود یک هفته از این ماجرای تلخ، هنوز این دختر جوان در بیمارستان بستری است و حال وخیمی دارد.

کدخبر : 3931
پایگاه خبری تحلیلی پیشنهاد ویژه :

 این حادثه تاسف بار ششم دی در یک آرایشگاه زنانه، هنگامی رخ داد که  دختر جوانی پس از جست وجو در فضای اینستاگرام با تبلیغات ماساژ درمانی در آرایشگاه زنانه روبه رو شد.

دختر 19 ساله که در پی یافتن درمانی برای رفع چروک یا کبودی زیرچشم بود با شماره ثبت شده در آگهی تبلیغاتی تماس گرفت اما پاسخ گوی آن سوی خط پسر جوانی بود که در فضای مجازی تله کثیفی پهن کرده بود تا با ترفندی شیطانی، دختران جوان را به دام اندازد. طولی نکشید که پسر جوان به حضور مادرش در سالن آرایشگاه اشاره کرد و به «ع» اطمینان داد که او عمل ماساژ درمانی را در یک سالن آرایشگاه زنانه انجام می دهد که مادرش و همکار خانم نیز در آن مکان مشغول کار هستند!

این گزارش حاکی است پس از این مکالمه تلفنی کوتاه، قرار ماساژ درمانی گذاشته شد و دختر 19 ساله روز بعد رفت تا سالن آرایشگاه مذکور را پیدا کند.

چند دقیقه بعد او زنگ سالن زیبایی را به صدا درآورد و داخل آرایشگاه شد. همه چیز عجیب به نظر می رسید. هیچ خبری از متصدیان یا مشتریان آرایشگاه نبود. فضای سکوت، موجی از دلهره و نگرانی را ایجاد کرد. دختر جوان که اضطراب و استرس وجودش را فراگرفته بود ناگهان با پسر 27 ساله ای روبه رو شد که خود را «م» معرفی می کرد.

پسر جوان در یک لحظه در سالن زیبایی را قفل کرد و به سوی دختر 19 ساله آمد. حالا  دیگر دختر جوان فهمیده بود که در تله کثیف شیطانی افتاده است. از شدت ترس به خود می لرزید و به اطراف می نگریست تا راه فراری بیابد ولی دیگر دیر شده بود و فریادهایش را هم کسی نمی شنید. او در چنگ شیطان اینترنتی دست و پا می زد تا خود را از تعرض برهاند ولی جوان شیطان صفت رهایش نمی کرد تا این که بالاخره، مورد آزار و اذیت وحشیانه قرار گرفت و با حالتی زننده، راهی منزلشان شد.

او از شدت شرم نمی توانست چیزی به مادرش بگوید اما ناگهان بیهوش روی زمین افتاد و به حالت اغماء رفت. اعضای خانواده دختر که هنوز از وقوع حادثه وحشتناک، اطلاعی نداشتند سراسیمه او را به بیمارستان رساندند. حال دختر جوان هر لحظه رو به وخامت می گذاشت که کادر درمانی وارد عمل شدند و او را بستری کردند اما آن چه پزشکان بیان می کردند برای خانواده «ع» باور پذیر نبود!  

دختر 19 ساله وضعیت وخیمی داشت و نمی توانست کلامی بر زبان آورد. مادر این دختر با شنیدن حادثه آزار و اذیت، گویی دنیا روی سرش ویران شد. اشک هایش سرازیر بود و  حیران و نگران به این سو و آن سو می دوید تا شاید دخترش را از این وضعیت خطرناک نجات دهد.

تجاوز

به گزارش خراسان، در پی وقوع این حادثه تاسف بار، ماجرا به پلیس گزارش شد و پرونده در دایره جرایم مهمه پلیس آگاهی مورد رسیدگی قرار گرفت.

با صدور دستوری از سوی سرهنگ کارآگاه جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی) گروه زبده ای از کارآگاهان با نظارت مستقیم سرهنگ کارآگاه سلطانیان (رئیس اداره جنایی) وارد عمل شدند و به تحقیق درباره این حادثه شیطانی پرداختند.

با لو رفتن ماجرای تبلیغات  ماساژ درمانی در فضای اینستاگرام، هویت «م» (جوان متهم به آزار دختر جوان) برای پلیس آشکار شد و از سوی دیگر با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، این پرونده به طور مستقیم به شعبه یکم دادگاه کیفری یک  ارسال شد و زیر نظر قضات با تجربه دادگاه کیفری زیر ذره بین قضاوت قرار گرفت. کارآگاهان با صدور دستوری ویژه از سوی قاضی «صبوری نسب» عملیات ردزنی «م» را آغاز کردند و او را در یک عملیات غافلگیرانه به دام انداختند.

این متهم پس از اعتراف به کشاندن دختر جوان به آرایشگاه زنانه با ترفند ماساژ درمانی و با صدور قرار قانونی از سوی دادگاه روانه زندان شد تا تحقیقات بیشتری برای کشف زوایای پنهان این پرونده از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی صورت گیرد.

قتل

 

قتل زن خائن تهرانی به دست معشوقه‌اش

مردی که به اتهام قتل زنی متاهل بازداشت شده است در دادگاه ادعا کرد چون این زن به دروغ به او گفته بود که مجرد است او را کشته است.

رسیدگی به این پرونده از یکسال پیش با گزارش مرد جوانی که مدعی بود همسرش ناپدید شده است، آغاز شد.

در ادامه مأموران تحقیقات‌شان را آغاز کردند و چند روز بعد جسد زن جوان در بیابان‌های اطراف قزوین کشف شد.

پلیس با رصد تلفن همراه مقتول پی برد که او آخرین بار با مردی به نام مهران تماس داشته که مهران شناسایی و دستگیر شد و در همان بازجویی‌های اولیه به قتل اعتراف کرد و گفت: چندی پیش با این زن آشنا شدم. او در ابتدا مدعی بود که از همسرش متارکه کرده است. کم کم به او علاقه‌مند شدم اما یک روز که به خانه‌ام آمده بود مدعی شد تا به حال به من دروغ گفته و متأهل است. چون خودم همسر سابقم را به خاطر خیانت طلاق داده بودم از شنیدن این حرف خیلی عصبانی شدم و او را به قتل رساندم. بعد هم جسدش را به بیابان‌های اطراف قزوین بردم و در آنجا رها کردم. اما تلفن همراهش در خانه من جا مانده بود که چند روز بعد آن را فروختم.

پس از اعتراف‌های متهم و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. پس از آن همسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: اظهارات متهم از اساس کذب است و همسر وی زن پاکی بوده است و این مرد انگیزه دیگری از قتل همسر وی داشته که کتمان می‌کند. سپس متهم به جایگاه رفت و باز هم بر ادعاهایش تأکید کرد.

با پایان جلسه دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص و زندان محکوم کردند.

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر:

روی خط رسانه