خبرگزاری مهر – حسامالدین حیدری: امروز پس از چند روز فرصت کردم مناظره دو نماینده مجلس را ببینم. آنچه بیش از هر چیز مرا متأثر کرد نه اختلاف نظرها بلکه سطح نازل ادبیات یکی از نمایندگان بود ادبیاتی که بیش از آنکه شایسته کرسی قانونگذاری باشد مایه تأسف و شرمساری است.
برای من بهعنوان یک شهروند پذیرفتنی نیست فردی که سالها در دستگاه دیپلماسی کشور مسئولیت داشته، سر کنسول ایران در یک کشور اروپایی و استاندار بوده و امروز بر کرسی نمایندگی مردم تکیه زده است، در برابر چشم مردم چنین سخن بگوید. وقتی کسی در برابر افکار عمومی از ابتداییترین اصول گفتوگوی منطقی و احترام فاصله میگیرد، این پرسش بهوجود میآید که در جلسات غیرعلنی، مذاکرات حساس و موقعیتهای تصمیمگیری چگونه رفتار میکند.
شاید بخشی از پاسخ بسیاری از ناکامیهای مزمن در حوزه دیپلماسی را باید دقیقاً همینجا جستوجو کرد، در نوع نگاه، شیوه گفتار و کیفیت افرادی که سالها سکان مذاکرات و تعاملات خارجی را در دست داشتهاند. دیپلماسی فقط دانستن زبان خارجی یا داشتن سابقه مدیریتی نیست پیش از هر چیز نیازمند عقلانیت، متانت، قدرت استدلال و حفظ شأن نمایندگی یک ملت است.
یکی از بزرگترین سرمایههای هر مسئول نه عنوان و سابقه او بلکه شأن کلام و قدرت کنترل رفتار اوست. کسی که در برابر دوربینها و در اوج توجه افکار عمومی نمیتواند بر لحن و واژگان خود مسلط باشد، چگونه میتوان انتظار داشت در مذاکرات حساس تصمیمگیریهای کلان یا مواجهه با بحرانها منافع ملی را با آرامش، عقلانیت و اقتدار نمایندگی کند؟
متأسفانه سالهاست تصور میکنیم صرف داشتن سابقه مدیریتی یا دیپلماتیک به معنای شایستگی دائمی برای حضور در مسئولیتهای بالاتر است در حالی که رفتار امروز افراد بهترین معیار برای قضاوت درباره صلاحیت امروز آنهاست نه رزومه دیروزشان. اگر خروجی سالها تجربه چنین ادبیاتی باشد باید در تعریف تجربه و معیارهای انتخاب مسئولان تجدیدنظر کرد.
آنچه بیش از خود این مناظره نگرانکننده است عادی شدن چنین رفتارهایی در فضای سیاسی کشور است. وقتی بیاخلاقی، تحقیر، عصبانیت و ادبیات غیرمتین هزینهای برای صاحبان قدرت ندارد، طبیعی است که این فرهنگ از تریبونهای رسمی به بدنه مدیریت کشور نیز سرایت کند. هیچ جامعهای با تنزل اخلاق سیاسی به ارتقای حکمرانی نخواهد رسید.
از همه مهمتر این پرسش جدی مطرح میشود که معیارهای احراز صلاحیت چگونه اعمال شده است که فردی با چنین سطحی از رفتار و گفتار صلاحیت حضور در مجلس شورای اسلامی را یافته است. اگر قرار باشد نماینده ملت در تریبون رسمی کشور چنین تصویری از فرهنگ گفتوگو ارائه دهد، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به دقت و کیفیت فرآیندهای بررسی صلاحیت نیز پرسشهای جدی داشته باشد.
مردم از نمایندگان خود انتظار دارند اختلافنظر داشته باشند اما انتظار ندارند شأن مجلس را قربانی هیجانهای شخصی و رقابتهای سیاسی کنند. مجلس محل استدلال است نه میدان فریاد، جای اقناع است نه تحقیر. هر نمایندهای که این مرز را نادیده بگیرد پیش از آنکه به رقیبش آسیب بزند اعتبار نهادی را مخدوش میکند که قرار است نماد عقلانیت و قانونمداری باشد.
اگر امروز درباره این رفتارها سکوت شو، فردا نباید از کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی گلایه کرد. اعتماد مردم با شعار ساخته نمیشود با رفتار مسئولان شکل میگیرد. هر جمله، هر لحن و هر رفتار یک مسئول یا سرمایه اجتماعی نظام را تقویت میکند یا از آن میکاهد. مسئولانی که این حقیقت را درک نکنند خود به بخشی از مسئله تبدیل میشوند نه بخشی از راهحل.
مجلس تریبون عصبانیت و ادبیات سخیف نیست خانه ملت است هر کس شأن این جایگاه را حفظ نکند پیش از آنکه به رقیب سیاسی خود آسیب بزند اعتبار مجلس و اعتماد مردم را خدشهدار میکند.






