
حکایت شیرین چیزی که عوض داره گله نداره | ماجرای ضرب المثل معروف
تا ملا از جا بلند شود و در خانه را باز کند، کسی که پشت در بود چندبار محکم به در کوبید و فریاد زد: .در را باز کن ببینم ملا؟. ملانصرالدین در خانه را باز کرد و دید یکی از همسایههایش با عصبانیت و ناراحتی پشت در ایستاده است. سلامی کرد و گفت: .چه خبر است مرد حسابی،تو که در خانه را از جا کندی.. همسایه ملا با ناراحتی گفت: .چه سلامی، چه علیکی با دسته گلی که سگ تو به آب داده، انتظار دیگری داشتی؟. ملا گفت: .من که نمیفهمم چه میگویی، مگر سگ من چهکار کرده؟. همسایه...








