
داستان ضرب المثل ماه پشت ابر نمی ماند!! | ماجرای ضرب المثل معروف
او چشم و چراغ هر مجلس و نخستین کسی بود که با صدای دلنشین خود، شروع به آواز خواندن می کرد. جوان تر که بود، گاهی بیش از حد می نوشید و از خود بی خود می شد؛ امّا بعد از ازدواج، این کار را کنار گذاشت و به زن و زندگی اش پرداخت. در یکی از روزهای تابستان، آکسنوف، مجبور بود برای شرکت در بازار مکاره، عازم «نیژنی» شود. وقتی می خواست با زن و و فرزندانش خداحافظی کند، زنش به او گفت: «ایوان دیمیتریویچ، امروز نرو! دیشب خواب بدی برای تو دیدم!». آکسنوف، پیش خود خندید و گفت:...







