
داستان ضرب المثل پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود | حکایت پندآموز
به همین منظور پسرک تصمیم گرفت تا به شهر رفته و کاری پیدا کند و از این طریق درآمدی به دست بیاورد. مردم روستا که از شنیدن خبر رفتن غلام خوشحال و سرحال شده بودند، تصمیم گرفتند جمع شده و به گردش بروند. آنها به اطراف روستا رفتند و در آنجا آب گرمی پیدا کردند و با دیدن آن خوشحال شده و برای شنا کردن به درون آن رفتند. پس از گذشت چند روز روستاییان جمع شده و تصمیم گرفتند که در نزدیکی آب گرم یک استخر بسازند تا با این کار هم خودشان لذت برده و هم منبع درآمدی...
