پیشنهاد ویژه https://www.pishnahadevizheh.com رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی Mon, 26 May 2025 15:13:45 +0000 fa-IR hourly 1 پیشنهاد ویژه رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی false قتل تلخ زن بیچاره به خاطر هوو | همسرم با ازدواج دومم مخالف بود، خفه اش کردم! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25017-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%88%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25017-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%88%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b#respond Thu, 18 Apr 2024 17:03:00 +0000

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پیشنهاد ویژه به نقل از روزنامه ایران، مأموران به محل جنایت رفته و رسیدگی به موضوع به صورت ویژه در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

سرهنگ حسین ترکیان رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان اصفهان گفت: با انجام اقدامات پلیسی کارآگاهان در صحنه جرم مشخص شد شوهر مقتول به دلیل اختلافاتی که با وی داشته او را به باغ شخصی‌اش آورده و پس از بستن دست و پای همسرش به صندلی وی را خفه کرده است. بنابراین با توجه به مشخص شدن زوایای پنهان پرونده، قاتل که در محل حضور و قصد فریب مأموران را داشت، دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد.

رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان تصریح کرد: متهم در تحقیقات صورت گرفته به قتل همسر خود اقرار کرد و گفت: چون بدون اطلاع همسرم ازدواج مجدد کرده بودم وقتی متوجه ماجرا شد با هم دچار اختلافات شدیدی شدیم. به همین خاطر یک روز وی را به باغ آورده و پس از مشاجره لفظی و درگیری که با هم داشتیم همسرم را به صندلی بسته و با انداختن چسب دور گلویش وی را خفه کردم.

این مقام انتظامی خاطرنشان کرد: با تکمیل شدن تحقیقات و اعتراف صریح متهم به قتل همسر خود، وی به همراه پرونده برای انجام اقدامات قانونی تحویل مرجع قضایی و با حکم قاضی روانه زندان شد.

منبع: ساعد نیوز

زنی که قبلاً به کشتن شوهرش به دلیل اختلافات خانوادگی اعتراف کرده بود، این بار مدعی شد بی‌گناه است و مردان غریبه این قتل را انجام داده‌اند.

 متهم این پرونده که زن جوانی از اتباع کشور افغانستان است صبح روز 29 اسفند ماه سال 1402 با همسایه خود تماس گرفت و خواست به خانه‌اش سر بزند. پس از آن بود که زن همسایه با پلیس تماس گرفت و گفت: حوالی میدان خراسان سکونت دارم و زوج جوانی که هر دو افغان هستند در همسایگی ما زندگی می‌کنند. چند دقیقه قبل زن همسایه به من زنگ زد و گفت به خانه عمه‌اش رفته است اما هرچه با شوهرش تماس می‌گیرد جواب نمی‌دهد. به همین خاطر  از من خواست در خانه‌اش بروم و خبر بگیرم. وقتی جلوی خانه‌شان رفتم در باز بود. شوهرش را صدا کردم؛ اما جواب نداد. برای همین هم با پلیس 110 تماس گرفتم.

قتلقتل تلخ زن بیچاره به خاطر هوو | همسرم با ازدواج دومم مخالف بود، خفه اش کردم!

وقتی ماموران به خانه مورد نظر رفتند با جسد مردی 37 ساله  داخل خانه روبه‌رو شدند. به این ترتیب موضوع کشف جسد مرد جوان به بازپرس محسن اختیاری اعلام شد و او دستور حضور تیم‌های تخصصی بررسی صحنه جرم  را در محل کشف جسد صادر کرد و خود نیز راهی محل شد.

کارشناسان پزشکی قانونی پس از بررسی اولیه اعلام کردند این مرد با ضربه جسمی سخت به سرش به قتل رسیده و احتمالاً در خواب کشته شده است.

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان همسر مقتول را که در خانه عمه‌اش مهمان بود، به محل کشف جسد فراخواندند. زن جوان در مواجهه با بازپرس جنایی و کارآگاهان گفت: من دیشب خانه نبودم. از خانه ما 50 میلیون تومان هم سرقت شده و گمانم شوهرم قربانی این پول شده است.

در ادامه متخصصان پزشکی قانونی نتیجه معاینات حود را در اختیار بازپرس جنایی و کارآگاهان اداره رسیدگی به پرونده‌های قتل پلیس آگاهی قرار دادند و با بررسی مدارک و شواهد و مطابقت زمانی که کارشناسان پزشکی قانونی ساعت مرگ مقتول اعلام کرده بودند، مشخص شد زن جوان ساعاتی بعد از قتل شوهرش به خانه عمه خود رفته است.

همچنین کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در بازرسی از خانه مقتول، یک چکش و یک جفت دستکش خونی پیدا کردند که سایز دستکش‌ها با سایز دست همسر مقتول همخوانی داشت. اظهارات متناقض زن جوان در کنار مدارکی که در خانه‌اش پیدا شده بود، او را در ردیف اول اتهام قرار داد. به همین دلیل همسر مقتول مورد بازجویی قرار گرفت و لب به اعتراف گشود. او راز قتل همسرش را برملا کرد و گفت: مدت زیادی بود که با هم اختلاف داشتیم، این اواخر شوهرم مرا کتک می‌زد و از کارهایش خسته شده بودم. به همین دلیل تصمیم به قتل گرفتم.

قتل

در نهایت زن جوان به دستور بازپرس جنایی پایتخت، به اداره آگاهی منتقل شد تا تحقیقات از او ادامه یابد همچنین جسد هم به پزشکی قانونی فرستاده شد تا معاینات دقیق‌تری انجام شود.

در اولین روز  پس از تعطیلات سال جدید این زن که برای ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی تهران برده شده بود قتل شوهر با چکش را انکار کرد. این زن در جدید‌ترین گفته‌های خود مدعی شد: سه مرد که ماسک داشتند وارد خانه ما شدند. یکی از آنها سراغ من آمد و دهانم را گرفت، یکی هم بالای سر بچه‌هایم رفت و گفت اگر صدایت دربیاید همدستم بلایی سر بچه‌هایت می‌آورد. بعد هم یک چیز سیاه که قدر بند انگشت بود به لباس من وصل کرد و گفت اگر صدات دربیاید یا جنب بخوری من متوجه می‌شوم. بعد از چند دقیقه هم سراغ من آمدند.

زنی که قبلاً به کشتن شوهرش به دلیل اختلافات خانوادگی اعتراف کرده بود، این بار مدعی شد بی‌گناه است و مردان غریبه این قتل را انجام داده‌اند.

این متهم  ادامه داد: آنها  می‌خواستند من را هم بکشند اما به آنها التماس کردم و گفتم اگر مرا نکشند به آنها پول می‌دهم. گفتم اگر به من کار نداشته باشید 45 میلیون می‌دهم. تازگی شوهرم خانه‌ای را که در افغانستان داشتیم فروخته و برادرش از طریق صرافی پولش را برایمان فرستاده بود. 12 میلیون هم پس‌انداز ما از طریق خیاطی بود که قاتلان همه دار و ندارمان را بردند.

این زن در آخر هم گفت:‌ چون ترسیده بودم و نگران بودم کسی حرفم را باور نکنند فوری به خانه عمه‌ام رفتم چون می‌ترسیدم قاتل‌ها سرم بلایی بیاورند. در حال حاضر بار دیگر این متهم در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت تا بار دیگر ادعایش مورد بررسی قرار گیرد.

اعتماد آنلاین

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25017-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%88%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b/feed 0
پدرکشی فجیع به دست پسر ۱۷ساله https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3463-%d9%be%d8%af%d8%b1%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%81%d8%ac%db%8c%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3463-%d9%be%d8%af%d8%b1%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%81%d8%ac%db%8c%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87#respond Sun, 02 Jan 2022 17:50:53 +0000 بلافاصله (بازپرس ویژه قتل اهواز علی حسن لو) بهمراه رئیس دایره قتل و رئیس تشخیص هویت پلیس آگاهی برای  بررسی صحنه جرم به محل اعزام گردیدند ومشاهده کردند مردی میانسال باسلاح شکاری دولول مورد اصابت گلوله قرار گرفته وفوت کرده است که خانواده وی مدعی شدند مرد میانسال اقدام به خودکشی کرده است.

 در بررسی وتحقیقات میدانی و تیز هوشی بازپرس ویژه قتل و نظریه کارشناس اسلحه مشخص شد گزارش خودکشی کذب بوده و مرد میانسال به قتل رسیده است و ماجرای خودکشی صحنه سازی شده است.

در تحقیقات پلیسی و بازپرس حسن لو مشخص گردید قتل با نیت قبلی توسط یکی از بستگان قاتل که نوجوان ۱۷ساله است وشب قبل از  قتل به عنوان میهمان درون خانه مقتول بود با اسلحه خود مقتول صورت گرفته است که بلافاصله قاتل دستگیر و به قتل اعتراف کرد. این پسر نوجوان علت به قتل رساندن مرد میانسال را اختلاف قبلی اعلام کرد.

متهم پس از تشکیل پرونده به جرم قتل عمد بادستور بازپرس ویژه قتل علی حسن لو روانه زندان شد.

قتل

افشا قتل هولناک به خاطر زن صیغه‌ای

ساعت ده دقیقه به ۸ صبح تلفن زنگ می‌خورد؛ صدای همیشگی در گوشم؛ (این تماس از زندان برقرار است، با توجه به نداشتن تمایل متهم، نام زندانی که او در آن به سر می‌برد، ذکر نخواهد شد.) مردی حدودا ۵۵ ساله بی‌مقدمه می‌گوید: «می‌تونی کمکم کنی آبجی؟»

سریع می‌گوید که شماره‌ام را از همبندی‌اش گرفته و بدون لحظه‌ای مجال، یک نفس ادامه می‌دهد: «به اصطلاح همسرم فوت کرده. حالا انداختن گردن من. ۸ ساله زندانم. یه پسر دارم که اومدم زندان ۶ سالش بوده. الان بنده خدا بیرون آواره سردرگمه. مجبور شده بره سرکار، نزدیک ۱۵ سالشه. یه دخترمم که دنبال کار من بوده شوهرش می‌خواد طلاقش بده. اینجا هم تو زندون، زندونیا گلریزون کردن یه سی، چهل تومنی پیدا شد. (جمع شد) یه خیرم از بیرون ۱۰۰ میلیون تومن داد موند ۱۰۰ میلیون تومن دیگه. باقیشم هر چی داشتم، دادما؛ ناگفته نمونه.

بچه‌هام راضی نمی‌شدن رضایت بدن. می‌گفتن تو مادرمون رو کشتی. سر یه زن با خانومم بحثم شد. خودتون خانومین، خانوما رو خوب می‌شناسین. فحش می‌داد. از این فحش‌هایی که زنا به هم می‌دن… اون روز هم هی گفت تو با یه زن بدکاره رفتی. بعدشم در و کوبید و رفت بیرون؛ یکی کشتش. بچه‌هام رضایت دادن. اول رضایت نمی‌دادنا، ولی خب بعد راضی شدن. شاکیای من الان پدرزن و مادرزنم هستن. اصلا رضایت نمی‌دادن گفتن فقط قصاص. از این ریش سفیدا و فامیلا رفتن صحبت کردن اونا هم گفتن ۳۰۰ میلیون تومن دیه بدین. با دخترم حرف می‌زنی آبجی؟!»

«علی» که این حرف‌ها را برای اعتماد می‌زند، هشت سال است که در زندان به سر می‌برد. او متهم به قصاص است. سه بار از او سوال کردم که آیا شما همسرتان را به قتل رساندید اما در هر سه بار منکر انجام قتل شد.«فرزانه» دختر او باید جزییات بیشتری را توضیح بدهد تا گزارشی جامع منتشر شود و اما فرزانه منتظر تماس نماند و بلافاصله پس از تماس پدرش با خبرنگار اعتماد تماس گرفت. درد و دل فرزانه زیاد است و از خودش شروع می‌کند.

قتل

فرزانه بیست و هفت، هشت سال دارد. می‌گوید پدرش سفارش کرده که تماس بگیرد. می‌گوید که خودش از همسرش خیانت دیده و برای قهر به خانه عمه‌اش آمده. منکر قتل مادرش به دست شخصی بیگانه است: «نه، شک نکنید. ما هم شک نداریم که پدرمان این کار را کرده ولی خودش قبول نمی‌کنه. سه تا خواهریم، یک برادر. ما سه تا خواهر؛ ۸ سال پیش ازدواج کرده بودیم. سر خونه زندگی خودمان بودیم. برادرمم که ۷ سال داشت همان روز مدرسه بود. تازه کلاس اول رفته بود. یک روز حدود ساعت ۵ عصر پدرم با من و دو خواهر دیگرم تماس گرفت. گفت؛ مادرتان از صبح بیرون رفته و تا به الان به خانه برنگشته. همه جمع شدیم خانه پدرم. به کلانتری، به بیمارستان، به خانه فامیل، دوست و آشنا سر زدیم اما هیچ کس خبری از مادرم نداشت. بیست روز فقط گشتیم تا اینکه یک آبیار شهرداری کنار سطل زباله جسد مادرم را پیدا کرد. از اداره آگاهی با ما تماس گرفتند که با توجه به مفقودی مادر شما یک جنازه پیدا شده بیایید برای شناسایی. رفتیم شناسایی و دیدیم بله خودش بود مادرمان. ماموران از همان ابتدا به پدرمان مشکوک شده بودند و از تماس و پیام‌هایی که در گوشی پدرم بود به یک زن رسیدند.»

فرزانه مکثی می‌کند و با ناراحتی می‌گوید: «وقتی پدرم به زندان افتاد من برادرم را آوردم پیش خودم و بزرگش کردم. حالا ۱۵ سالش شده و به سن بلوغ نزدیک. شوهرم هم ایراد گرفت. انگار دنبال بهانه بود. خودم یک روز به شوهرم مشکوک شدم و پیام‌های گوشی‌اش را زیر و رو کردم. بعد دیدم حدسم درست بوده و متوجه شدم به من خیانت می‌کند. دعوای‌مان شد و خانه را با برادرم ترک کردم. الان چند مدتی هست که با برادرم خانه عمه‌مان هستیم.»

قتل

«پدرمان زیر بار نمی‌رفت. الان هم زیر بار نمی‌رود. هر بار ازش می‌پرسیم، می‌گوید من مادرتان را نکشتم.» فرزانه اینها را در حالی می‌گوید که در کلامش نه خوشحالی مشخص است و نه ناراحتی. «وقتی پدرم را دستگیر کردند فقط می‌گفت من زنم را به قتل نرساندم. تا اینکه گفتم ماموران در گوشی پدرم به شماره یک زن که پدرم با او در ارتباط بوده رسیدند. آن زن را مورد بازجویی قرار دادند. او بود که راز آن روز قتل را برملا کرد، اما هر بار یک چیز می‌گفت. یک بار می‌گفت پدرم با روسری مادرم را خفه کرده. یک بار می‌گفت دعوای‌شان شده و او را هل داده و سرش به زمین خورده. یک بار می‌گفت نمی‌دانم. هر بار یک چیز… ولی همین زن اعتراف کرده بود که آن روز در خانه ما بوده. مادرم بیرون از خانه برای انجام کاری رفته بود و وقتی به خانه برمی‌گردد متوجه حضور آن زن در خانه می‌شود. البته این را هم بگویم که مادرم از قبل به ما یک چیزهایی می‌گفت. می‌گفت به پدرمان شک کرده و او می‌داند که با زنی دیگر در ارتباط است. خلاصه آن روز به خانه برمی‌گردد و آنچه نباید ببیند را می‌بیند.» پدرتان می‌گوید شما در ابتدا به همراه خواهرهای دیگرتان راضی به رضایت نمی‌شدید چه اتفاقی افتاد که حاضر شدید رضایت بدهید؟

وقتی فهمیدیم پدرمان، مادرمان را به قتل رسانده اصلا دل‌مان راضی نمی‌شد که رضایت بدهیم. خصوصا که فهمیده بودیم پای زنی دیگر در میان است. پدرم که تا همین الان که هر بار می‌پرسیم منکر قتل مادرمان می‌شود اما خب ما شک نداریم که او این کار را کرده. به خاطر برادرم راضی شدیم. وقتی پدرم به زندان رفت برادرم را برای نگهداری پیش خودم آوردم. در این مدت نیش و کنایه‌های همسرم را هم تحمل کردم تا برادرم بزرگ شود حالا الان متوجه شدم همسرم به من خیانت می‌کند.

برای همین دست برادرم را گرفتم و آمدیم خانه عمه‌مان. می‌خواهم از او طلاق بگیرم. ما هیچ کس را نداریم که سرپرستی‌مان را به عهده بگیرد. برای همین خیلی تلاش می‌کنم که پدرم آزاد شود به وجودش نیاز داریم. پدرم راننده تاکسی بود و مسافرکشی می‌کرد. حالا همه فرزندانش رضایت دادند که او آزاد شود اما این وسط پدر و مادربزرگم او را نمی‌بخشند. شاکی پرونده پدرم در حال حاضر آنها هستند.

اول که اصلا رضایت نمی‌دادند. بعد هم ریش‌سفیدان و بزرگ‌ترهای فامیل را جمع کردیم و رفتیم حاضر شدند دیه بگیرند. یک خانه قدیمی داشتیم که گفتند آن خانه را به علاوه 300 میلیون تومان برای رضایت می‌خواهیم. خانه که آماده است هر زمان رضایت دادند، اما ما از این مبلغ 100 میلیون تومان را هنوز موفق نشدیم جمع‌آوری کنیم. ما الان به نقطه‌ای از زندگی رسیدیم که واقعا به وجود پدرمان نیاز داریم. شاید اگر آن 300 میلیون تومان کمتر بود یا به همان خانه راضی می‌شدند الان سایه پدرمان بالای سرمان بود.

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3463-%d9%be%d8%af%d8%b1%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%81%d8%ac%db%8c%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87/feed 0