پیشنهاد ویژه https://www.pishnahadevizheh.com رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی Mon, 26 May 2025 15:15:26 +0000 fa-IR hourly 1 پیشنهاد ویژه رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی false اختلاف خانوادگی منجر به قتل عام شد | جنایت فجیع در گیلان https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/6070-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/6070-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%#respond Wed, 23 Mar 2022 11:49:31 +0000 https://pishnahadvige.chbk.app/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%a7/  سردار عزیزاله ملکی گفت: عصر دیروز در پی دریافت خبری مبنی بر اختلاف خانوادگی و نزاع منجر به قتل ۳ نفر از اعضاء یک خانواده در روستای جوکندان تالش، بررسی موضوع و دستگیری قاتل فراری در دستور کار مأموران پلیس قرار گرفت.

به گفته او، در بررسی‌های اولیه مشخص شد علت اصلی نزاع و درگیری منجر به قتل، اختلاف میان اعضاء خانواده بوده است.

فرمانده انتظامی استان گیلان گفت: پس از تحقیقات گسترده و بررسی موضوع مشخص شد قاتل بعد از درگیری با اعضاء خانواده همسر خود، با یک قبضه سلاح شکاری به سمت همسر، مادرزن و ۲ برادر خانم خود شلیک کرده است.

در این تیراندازی، مادرزن و برادران همسر ضارب به قتل رسیدند و حال عمومی همسرش نیز وخیم گزارش شده است.

به گفته سردار ملکی، قاتل ۳۷ ساله که پس از ارتکاب قتل در جنگل‌های اطراف روستای جوکندان مخفی شده بود، شناسایی و دستگیر شد.

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/6070-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%/feed 0
قتل عام وحشتناک در کرمانشاه | قتل عام خانوادگی به دست داماد عصبانی https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/4765-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/4765-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%#respond Sat, 29 Jan 2022 13:19:15 +0000 داماد سابق خانواده، نیمه‌های شب در اقدامی جنون‌آمیز به وسیله اسلحه کلتی که همراه داشته، به سمت همسر سابق ۳۱‌ساله، مادر همسر ۵۵‌ساله که خاله او نیز بود و خواهر همسر ۳۵‌ساله خود شلیک کرده و هر سه نفر را به قتل رسانده است.

شهرک پردیس کرمانشاه ساعات اولیه صبح پنجشنبه هفتم بهمن‌ماه را با شلیک‌های متوالی داماد کینه‌جو و ضجه‌ها و فریاد‌های پسربچه شش‌ساله آغاز کرد و با تماس ساکنان محله، پلیس به محل وقوع حادثه رسید. در همان بررسی‌های ابتدایی معلوم شد سه زن در این حادثه جان باخته‌اند.

مأموران که پی برده بودند مقتولان زنی میانسال و دو دختر او هستند، در همان ابتدا اطمینان یافتند قاتل فردی آشناست که با انگیزه شخصی دست به جنایت زده است. در این میان فرزند یکی از مقتولان شاهد جنایت بود و مشخص شد پدر او دست به این کشتار زده است. این‌گونه بود که سرنخ‌های لازم به دست آمد و مرد جنایتکار به دام افتاد.

سردار علی‌اکبر جاویدان، فرمانده انتظامی استان کرمانشاه درباره این جنایت گفت: پس از وقوع یک مورد قتل‌عام خانوادگی در شهرک پردیس کرمانشاه و اعلام موضوع به پلیس، تیم‌هایی از مأموران به‌سرعت در محل حاضر شدند. این مقام انتظامی افزود: در تحقیقات ابتدایی پلیس مشخص شد قاتل داماد سابق خانواده و خواهرزاده یکی از مقتولان است که حدود پنج سال قبل از همسرش که دختر این خانواده بوده، جدا شده است.

تحقیقات پلیس نشان می‌داد قاتل به‌عنوان میهمان وارد منزل شده و به بهانه‌ای شب را هم برای خواب در منزل مقتولان مانده است.

قتل

سردار جاویدان یادآور شد: داماد سابق خانواده، نیمه‌های شب در اقدامی جنون‌آمیز به وسیله اسلحه کلتی که همراه داشته، به سمت همسر سابق ۳۱‌ساله، مادر همسر ۵۵‌ساله که خاله او نیز بود و خواهر همسر ۳۵‌ساله خود شلیک کرده و هر سه نفر را به قتل رسانده است.

جاویدان ضمن ابراز تأسف از وقوع این حادثه در ادامه گفت: دیگر موضوع تأسف‌بار این حادثه دردناک، حضور پسربچه‌ای شش‌ساله که فرزند مشترک قاتل و مقتول بوده، در زمان وقوع جنایت در منزل بوده که پس از شلیک‌های صورت‌گرفته و فرار پدرش، با اجساد غرق در خون مادر، مادربزرگ و خاله‌اش روبه‌رو شده است.

فرمانده انتظامی کرمانشاه درخصوص دستگیری قاتل پس از چهار ساعت گفت: با تکمیل تحقیقات، پلیس به‌سرعت اقدامات اطلاعاتی خود را برای شناسایی قاتل فراری آغاز کرد و مأموران موفق به شناسایی مخفیگاه وی در یکی از محلات حاشیه‌ای کرمانشاه شدند.

پس از شناسایی مخفیگاه قاتل، محل به محاصره کامل مأموران آگاهی و شهرستان کرمانشاه درآمد و حوالی ساعت هشت صبح پنجشنبه و در کمتر از چهار ساعت از وقوع جنایت هولناک، پلیس موفق به دستگیری این فرد شد.

سردار جاویدان درباره علت و انگیزه این قتل توضیح داد: متهم دستگیرشده در همان ابتدا به قتل همسر سابق، مادر و خواهر همسرش اعتراف و در بازجویی‌های اولیه انگیزه‌اش را از این اقدام کینه و نفرتی عنوان کرد که از آن‌ها به دل داشته است.

رئیس پلیس استان کرمانشاه با اشاره به ادامه بازجویی‌ها از قاتل دستگیرشده، گفت: تحقیقات تکمیلی پلیس برای مشخص‌شدن علت و انگیزه این اتفاق دردناک همچنان ادامه دارد.

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/4765-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%/feed 0
ازدواج قاتلان پیرمرد ثروتمند در زندان https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3761-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3761-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86#respond Thu, 23 Dec 2021 12:00:55 +0000 ​ رسیدگی به این پرونده از 8 سال قبل با گزارش کشف جسد دست و پا بسته مردی 70 ساله در خانه ویلایی‌اش آغاز شد.

فریدون، پیرمردی ثروتمند بود که به تنهایی زندگی می‌کرد و خانواده‌اش ساکن یکی از کشورهای اروپایی بودند. جسد را پسر برادر او پیدا کرده بود و در تحقیقات مرد جوان گفت: عمویم مرد پولداری بود و تنها در خانه ویلایی‌اش زندگی می‌کرد. معمولاً من تلفنی با او در تماس بودم و گاهی هم به دیدنش می‌آمدم. امروز چند باری با تلفن همراه و منزلش تماس گرفتم، اما جواب نداد که نگرانش شدم و به در خانه‌اش آمدم. هر چقدر در زدم او در را باز نکرد که کلیدساز آوردم و وقتی در را باز کردیم با جسد او داخل پذیرایی خانه‌اش روبه‌رو شدیم.

به‌هم ریختگی خانه حکایت از سرقت داشت و بررسی‌ها نشان می‌داد عامل یا عاملان قتل با باز کردن گاوصندوق مرد تاجر مقدار زیادی دلار، جواهر، پول نقد و عتیقه‌جات را به سرقت برده‌اند.

بررسی‌ها برای شناسایی و دستگیری عاملان قتل تاجر ادامه داشت تا اینکه با گذشت 5 سال از قتل، تیم جنایی با خبر شدند اموال مقتول با جعل اسناد واگذار شده است. بنابراین 3 مرد جوان به‌نام‌های ابراهیم، فرامرز و ایرج که اسناد را جعل کرده بودند شناسایی شدند. در ادامه مشخص شد زن جوانی که خواهر نامزد ابراهیم بوده به خانه پیرمرد رفت وآمد داشته است. بنابراین با این فرضیه که این افراد در قتل نقش دارند دستگیر شدند و در بازجویی‌ها به قتل مرد تاجر اعتراف کردند.

ابراهیم در شرح ماجرا گفت: من اهل یکی از شهر‌های غربی ایران هستم و چند سال قبل برای کار به تهران آمدم و خانه‌ای در مرکز تهران اجاره کردم. مدتی بعد هم با دختر جوانی به‌نام مژگان نامزد کردم. یک شب که دو نفر از دوستان قدیمی‌ام به‌نام ایرج و فرامرز برای شام به خانه‌ام آمده بودند فرامرز با دیدن خواهر نامزدم به‌نام شادی عاشق او شد و خواستگاری کرد. شادی در خانه پیرمرد ثروتمندی کار می‌کرد. او شرط ازدواجش را سرقت از خانه ویلایی پیرمرد تعیین کرده بود.

 آن روز ابتدا دو خواهر به خانه پیرمرد رفتند و در را باز گذاشتند که ما 3 نفر وارد خانه شدیم و مرد سالمند را غافلگیر کردیم. ما دست و پای او را با طناب بستیم و دهانش را هم چسب زدیم. یک ضربه هم به او زدیم تا سر و صدا نکند. قصد قتل او را نداشتیم، اما پس از سرقت متوجه شدیم که او خفه شده است. بعد از آن هم دلارها، پول و جواهرات و عتیقه مرد ثروتمند و اسناد و مدارکش را به سرقت بردیم. پس از تقسیم پول‌ها و طلا‌ها قرار شد اسناد را زمانی که آب‌ها از آسیاب بیفتد جعل کنیم و اموالش را بفروشیم که به دام افتادیم.در ادامه مشخص شد عامل اصلی قتل ایرج است. با تکمیل تحقیقات، متهمان در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفته و به دفاع از خود پرداختند. با توجه به درخواست اولیای دم برای قصاص، متهم اصلی محکوم به قصاص شد و 2 و خواهر و دو متهم دیگر به زندان و رد مال محکوم شدند.

قتل

با گذشت 8 سال از جنایت، پرونده برای اجرای حکم به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد. در حالی که متهم جوان در چند قدمی چوبه دار قرار داشت، چندین جلسه صلح و سازش به سرپرستی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران و سید علی موسوی‌زاده، دادیار شعبه اول اجرای احکام برگزار شد.

در نهایت اولیای دم به بخشش رضایت دادند و عنوان کردند: از آنجایی که محکوم در زمانی که در زندان بوده متنبه شده و در تماس‌هایی که از زندان با ما داشته نیز ابراز پشیمانی کرده است، او و محکومان دیگر پرونده و مجازات ردمال  آنها را به خاطر رضای خدا می‌بخشیم.

این در حالی بود که مشخص شد متهم و نامزدش در زندان رجایی‌شهر با یکدیگر عقد کرده‌اند و با توجه به بخشش اولیای دم، آنها زودتر از موعد مقرر از زندان آزاد شده و زندگی جدیدی را آغاز خواهند کرد.

مرگ وحشتناک پیرزن زیر شکنجه پرستار خانگی

 دختر این پیرزن در طرح شکایت خود اظهار کرد: من پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران هستم و از مدتی قبل به دلیل اینکه شیفت‌های کاری‌ام زیاد شد برای مادرم که مبتلا به آلزایمر بود، یک پرستار خانگی گرفتم که یک شرکت او را به من معرفی کرده بود.

وی ادامه داد: خانه مادرم مجهز به دوربین مداربسته بود و پرستار این موضوع را می‌دانست. این اواخر متوجه شده بودم که تصویر دوربین‌ها قطع و وصل می‌شد و بالاخره قطع شد. گمان می‌کردیم چون تصویر دوربین‌ها را روی مونیتور نمی‌بینیم ضبط هم نمی‌شود و شاید پرستار هم همین تصور را داشت تا اینکه حال مادرم هر روز وخیم شد و از دنیا رفت.

بعد از فوت پیرزن ۸۰ ساله، خانواده او که به پرستار خانگی مظنون شده بودند دوربین‌های مدار بسته را بازبینی کردند و مشاهده کردند که این پرستار ۵۰ ساله به نام فرشته، دیوانه‌وار پیرزن را شکنجه می‌کرد. بنابراین با احتمال اینکه شکنجه‌های فرشته در مرگ مادرشان تأثیر داشته، از او شکایت کرده و فیلم‌ها را در اختیار بازپرس قرار دادند. در این فیلم‌ها دیده می‌شد که فرشته موهای پیرزن را می‌کشید و او را به شدت کتک می‌زد و گلویش را فشار می‌داد.

دختر پیرزن مبتلا به آلزایمر افزود: مادرم به دلیل ابتلاء به آلزایمر، مدتی بود که قدرت تکلم نداشت. او نمی‌توانست به ما بگوید که فرشته چه بلایی سرش می‌آورد. چند باری دیده بودم که دستان مادرم کبود شده بود و وقتی از فرشته علت را می‌پرسیدم می‌گفت که مادرم دستان خودش را به لبه تخت می کوبد. بعد از مرگ مادرم هم ناگهان فرشته ناپدید شد.

با دستور بازپرس صادقی، جسد برای معاینه به پزشکی قانونی منتقل شد تا علت تامه فوت مشخص شود. همچنین ردیابی پرستار خانگی در دستور کار پلیسی و قضائی قرار گرفت تا انگیزه او از شکنجه‌های پیرزن مشخص شود.

قتل

شکافتن سر مردی با ضربات چوب

سرهنگ علی اکبر عیسی آبادی فرمانده انتظامی شهرستان ساوه، اظهار کرد: در پی کشف جسد فردی در منزلش در شهرستان ساوه موضوع در دستور کار مأموران انتظامی این شهرستان قرار گرفت. با حضور تیم گشت انتظامی و کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی و تشخیص هویت پلیس آگاهی در محل، بررسی‌های تخصصی در خصوص علت وقوع این قتل آغاز شد.

وی افزود: در تحقیقات اولیه، از محل کشف جسد مشخص شد مردی حدود ۵۵ ساله با وارد شدن شیء بر سرش به قتل رسیده است. از همان دقایق اعلام این گزارش، با بهره‌گیری از روش‌های علمی و تخصصی بررسی موضوع آغاز شد و سرانجام کارآگاهان پلیس از همان ابتدای وقوع قتل به اسناد و مدارکی مبنی بر نقش همسر و مردی جوان در وقوع این حادثه دست یافتند.

فرمانده انتظامی شهرستان ساوه ادامه داد: در تکمیل بازجویی‌های کارآگاهان پلیس، سرانجام افراد مظنون دستگیر و در تحقیقات پلیس به قتل این مرد به دلیل اختلافات قبلی به وسیله وارد کردن ضربه با چوب بر سرش اعتراف کردند. در این خصوص پرونده‌ای تشکیل و در حال سیر مراحل قانونی است.

قتل

راز موبایل طلایی شکارچی دختران

در تحقیقات در پرونده قتل دختر جوان که هنوز هویتش مشخص نشده، سعید و خواهرش در اداره آگاهی مواجهه حضوری شدند. اظهارات زن نجات یافته از خانه وحشت زوایای دیگری بر روی پلیس برای تحقیق بیشتر بر روی این پرونده گشود. یکی از بررسی‌ها ماجرای قتل دختری است که جسدش چهار ماه در خانه وحشت نگهداری می‌شد. درحالی‌که دختران نجات‌یافته گفته‌اند که سعید با همدستی خواهرش این دختر را به قتل رسانده، اما مرد جنایتکار مدعی است که قاتل یکی از دختران فراری است.

مریم (خواهر سعید) اظهار کرد: آن روز دختر جوان که حدود دو هفته بود به خانه ما آمده بود با سعید بحثش شد. او می‌خواست خانه را ترک کند که سعید مانعش شد. دعوا که بالا گرفت دختر جوان داد و فریاد راه انداخت. سعید از من خواست وسیله‌ای به او بدهم تا آن دختر را آرام کند. از ترس اینکه صدای فریادهای دختر جوان به گوش همسایه‌ها نرسد، یک پیچ گوشتی به سعید دادم و او با آن ضربه‌ای به قلب دختر جوان زد و کمی بعد دیگر صدای او شنیده نشد.

سعید اما همچنان قتل را انکار کرد و اظهار کرد: خواهرم دروغ می‌گوید، من قاتل نیستم. مقتول را دو دختر نجات یافته به قتل رساندند. انگیزه‌شان هم این بود که من به دختر تازه وارد بیشتر توجه می‌کردم و آنها نمی‌توانستند این وضعیت را تحمل کنند. به همین دلیل از سر حسادت جانش را گرفتند.

در ادامه تحقیقات، دختران نجات‌یافته و زن جوان که به همراه دخترش در خانه وحشت زندانی بود عنوان کردند که سعید از آنها فیلم تهیه کرده است اما هنوز فیلمی توسط پلیس در خانه وحشت کشف نشده است. اظهارات زن جوان و دختران نجات‌یافته نشان می‌دهد که سعید فیلم‌های زیادی از دختران فراری تهیه کرده بود اما پیدا نشدن فیلم‌ها این فرضیه را مطرح کرده که شاید سعید آنها را در محلی پنهان کرده و حاضر نیست محل اختفای آن را لو بدهد.

نکته دیگری که در این پرونده حائز اهمیت است، اینکه دختران نجات‌یافته و زنی که به تازگی شناسایی شده، همگی می‌گویند که سعید با یک گوشی طلایی از آنها فیلمبرداری کرده است. اما وقتی مأموران متهم را دستگیر کردند یک گوشی ساده از وی کشف شده است. این یعنی سعید گوشی مخصوص فیلمبرداری و فیلم‌ها را در جای دیگری مخفی کرده است که تحقیقات از او برای پیدا شدن فیلم‌ها ادامه دارد و پلیس امیدوار است با پیدا شدن فیلم‌ها حقایق تازه‌ای از این پرونده فاش شود.

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3761-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/feed 0
شکارچی زنان به دام افتاد؟ | زانتیای سفید کابوس زنان تهرانی https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%#respond Sun, 19 Dec 2021 21:56:19 +0000 اردیبهشت ماه امسال زن جوانی با مراجعه به ماموران پلیس شکایت خود را از راننده یک زانتیا به اتهام آدم ربایی و تجاوز مطرح کرد. پرونده قضایی تشکیل و به شعبه 6 دادسرای جنایی ارجاع شد.

این زن در طرح شکایت خود گفت:«حوالی میدان آزادی به عنوان مسافر سوار یک زانتیا شدم که راننده آن مردی حدود 55 ساله و بسیار موجه بود به طوری که به او شک نکردم. اما در میان مسیر، به بیراهه رفت و ماشین را سمت جاده بهشت زهرا راند و من را مورد تجاوز جنسی قرار داد. سپس من را سمت خانه مان برگرداند و رهایم کرد. اما نتوانستم شماره پلاک او را بردارم.»

اما ماجرای شکایت ها به همین جا ختم نشد و چند روز بعد زن جوان دیگری با مراجعه به پلیس ادعا کرد راننده یک خودروی زانتیا در جاده بهشت زهرا به او تجاوز کرده بوده است. اما او نیز اظهار داشته بود که به دلیل بد بودن حالش و تاریکی هوا نتوانسته است شماره خودرو را بردارد.

قتل

شکایت های سریالی زنان تهرانی از مرد متجاوز

بعد از ثبت دو شکایت اول، سومین شکایت هم به فاصله کمی به ثبت رسید.این بار همسر جوان یک زن تهرانی سراسیمه با ماموران تماس گرفت و خبر از ربوده شدن زن جوانش داد و گفت:«دقایقی قبل همسرم با من تماس گرفت و گفت راننده یک خودروی زانتیا او را ربوه است اما نتوانست به صحبت کردن ادامه دهد و تماس قطع شد.»

در حالی که تحقیقات پلیسی برای یافتن ردی از زن جوان آغاز شده بود، ساعتی بعد زن جوان با پلیس تماس گرفت و گفت:«راننده یک خودرو زانتیا من را ربود و به سمت جاده بهشت زهرا برد و قصد تجاوز به من داشت. اما در یک لحظه توانستم دستم را از شیشه خودرو بیرون برده و در را بازکردم و خودم را به بیرون پرتاب کردم. اما عینکم را که اول اسم خودم و همسرم روی آن حک شده در ماشینش جا گذاشتم.»

با همکاری شاکی با پلیس، مسیر عبور خودرو زانتیا و شماره پلاک او شناسایی شد.

قتل

متجاوز سریالی زنان تهرانی در یک مسافرخانه زندگی می کند

ماموران با ردیابی آدرس محل زندگی صاحب ماشین متوجه شدند که او از مدتی قبل جدا از خانواده اش زندگی می کند و رد او را در یک مسافرخانه واقع در جنوب شهر زدند. سپس متهم در یک عملیات ضربتی دستگیر شد.

او از همان ابتدا اتهام تجاوز به زنان تهرانی را گردن نگرفت و ادعا کرد تنها به عنوان مسافر آنها را سوار خودرو کرده بوده است. وی در اظهارات خود گفته بود از مدتی اختلافات خانوادگی و دعوا بر سر مهریه همسرش سبب شده که در مسافرخانه ساکن شود. به همین دلیل احتمال می رود وی با انگیزه انتقام از زنان دست به تجاوزهای سریالی زده باشد.

اما متهمان علی رغم اینکه توسط شاکیان شناسایی شده بود در هیچ یک از مراحل رسیدگی به اتهام انتسابی اعتراف نکرد و ادعا می کند که نقشی در این آدم ربایی های سریالی نداشته است.در همین حال شکایت جدیدی علیه این مرد در دادسرای جنایی تهران به ثبت رسید.

زن جوان با ثبت شکایت خود در شعبه ششم دادسرای جنایی تهران نزد بازپرس صاحب جمعی از راننده میانسال زانتیا به شرح جزئیات حادثه پرداخت.این زن اعلام کرد که راننده زانتیا او را ربوده و بعد از ضرب و جرح شدید از او سرقت کرده است.

تجاوز

چند سال داری؟

    36 سال.

چطور به دام راننده زانتیا افتادی؟

    شب عید سال 1400 بود که برای خرید شیرینی از یک قنادی بیرون از خانه رفته بودم.می خواستم از سه راه شریعتی برای عبدل آباد ماشین بگیرم اما خیابان شلوغ بود و ماشین پیدا نمی شد. مدتی منتظر بودم تا اینکه یک زانتیا ترمز کرد و من مسیرم را گفتم و سوارم کرد.

شک نکردی که شاید راننده زانتیا مسافربر نباشد؟

    اول کمی شک کردم اما نگاه کردم و دیدم که او میانسال است.فکر کردم به سن و سال و ظاهرش نمی خورد که خلافکار باشد.از طرفی عجله داشتم که زودتر به خانه برسم و برای همین سوار خودرو شدم.

وقتی تغییر مسیر داد شک نکردی؟

    کمی که در خیابان پیش رفت مسیرش را منحرف کرد و به یک فرعی پیچید.به او گفتم مسیر عبدل آباد از این سمت نیست که او گفت ترافیک خیلی شدید است و می خواهد از فرعی به یک راه میانبر برسد.اما کمی که حرکت کرد متوجه شدم کلا از مسیر منحرف شده است.وارد اتوبان که شد قفل مرکزی را زد و من شروع کردم به داد و بیداد اما اعتنا نمی کرد.گوشی تلفن همراهم را از کیفم بیرون آوردم و با شوهرم تماس گرفتم.گفتم یک نفر من را سوار ماشین کرده و می گویم توقف کند اما اعتنا نمی کند.شوهرم داشت می گفت خودت را از خودرو به بیرون پرتاب کن.در همان حال یکدفعه ضربه محکمی به سر و صورتم زد در حدی که از گوشم خون آمد و استخوان کنار صورتم شکست.بعد دیگر چیزی نفهمیدم.

چطور توانستی از دستش رها شوی؟

    همسرم بلافاصله با 110 تماس گرفته بود.راننده زانتیا هم متوجه شده بود که شاید خانواده ام به پلیس اطلاع دهند و او تحت تعقیب قرار گیرد.برای همین من را از ماشین بیرون پرتاب کرده بود.اما من بعد از ضربه ای که به صورتم زد دیگر چیزی به خاطر ندارم.

یعنی وقتی خانواده ات تو را پیدا کردند بیهوش بودی؟

    من به حدی ترسیده بودم که شوک شدید روانی به من وارد شده بود.در حدی که هیچ چیز از آن لحظه ها به یاد ندارم.محل حدودی ماشین را به همسرم گفته بودم و او و برادرم همان حوالی را دنبال من می گشتند.می گفتند وقتی من را کنار گاردریل دیدند فقط جیغ می کشیدم و اجازه نمی دادم کسی به من نزدیک شود.برادرم می گفت صورتم به خاطر کتک های راننده به حدی ورم کرده بود که اول من را نشناخت.بعد هم کیف من را خالی کرده بود و پول هایم را برداشته بود.

بنا بر این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پروده در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%/feed 0
به خون کشیدن عروسی پدر توسط پسر | جنایت هولناک در شب ازدواج https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3507-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%88 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3507-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%88#respond Tue, 14 Dec 2021 08:35:10 +0000 این حادثه وحشتناک شب چهاردهم آذر سال 98 و در یکی از روستاهای تایباد هنگامی رخ داد که جوان 25 ساله ای به نام «حمزه » سوار خودروی پرادو شد و در حالی که از شدت خشم پدال گاز را می فشرد به طرف منزل یکی از اهالی روستا حرکت کرد. او با دیدن افرادی که مقابل منزل مذکور حضور داشتند، خودرو را به سمت آن ها راند و بدین ترتیب درگیری ترسناکی آغاز شد.

طرف های مقابل با پرتاب سنگ و آجر سعی کردند خودرو را متوقف کنند اما راننده جوان پس از برخورد با یک دستگاه سمند و مجروح کردن راننده آن، با سرعت به در منزل کوبید و پس از ورود به حیاط منزل روستایی، به سمت افراد دیگر هجوم برد. یکی از جوانان حاضر در محل را زخمی کرد و فرد دیگری را محکم به دیوار منزل مسکونی کوبید.

 زنان و مردان درون خانه با مشاهده این صحنه دردناک، با جیغ و فریاد به طرف مجروحان دویدند و «حمزه» نیز با رها کردن خودرو از محل گریخت. در این هنگام، یکی از حاضران پشت فرمان پرادو پرید و دنده عقب گرفت تا بتوانند پیکر «بشیر» را از میان خودرو و دیوار بیرون بکشند ولی او نفس های آخر را می کشید.

قتل

با وجود این، پیکر خون آلود مجروحان به مرکز درمانی انتقال یافت و دقایقی بعد خودروهای پلیس آژیرکشان وارد محل درگیری شدند اما «بشیر» جان خود را از دست داد و جنایتی وحشتناک رقم خورد. بررسی های مقدماتی پلیسی بیانگر آن بود که نزاع هولناک در پی مشاجره و توهین های تلفنی آغاز شده است به همین دلیل و با صدور دستورات قضایی، تعدادی از متهمان به همراه «حمزه» دستگیر و به پلیس آگاهی هدایت شدند. در این میان «ابراهیم» (پدر مقتول) به نیروهای انتظامی گفت: پسرم داخل حیاط بود که هدف حمله «حمزه» قرار گرفت. او با خودرو فرزندم را به دیوار کوبید! یکی دیگر از حاضران در صحنه نزاع مرگبار نیز گفت: برادرم با من تماس گرفت و من هم به در خانه ابراهیم رفتم.

 آن جا شلوغ بود، از «رحمت» پرسیدم چه خبر است؟ اما او از ترس می لرزید و نمی توانست چیزی بگوید، ناگهان صدای جیغ و فریاد از داخل منزل بلند شد. وقتی به درون حیاط رفتم دیدم شیشه های خودروی پرادو شکسته و «بشیر» (مقتول) مقابل خودرو افتاده است که بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم. برادر «حمزه» نیز گفت: «بشیر» را بین دیوار و خودرو  دیدم و بی درنگ برادرم را از پشت فرمان پیاده کردم و خودم پشت فرمان نشستم و آن را چند متر عقب بردم تا بتوانند «بشیر» را از بین خودرو و دیوار بیرون بیاورند! 

 در همین حال «حمزه» راز این جنایت وحشتناک را فاش کرد. او در اولین مراحل بازجویی گفت: پدرم از یک ماه قبل قصد ازدواج مجدد داشت و «ابراهیم» یک زن به او معرفی کرده بود. مادرم مخالف این ازدواج بود و به همین دلیل با «ابراهیم» مشاجره لفظی کرده بود. وقتی این موضوع را شنیدم اعصابم به هم ریخت چرا که همان شب نیز مراسم عروسی پدرم با زنی برگزار می شد که «ابراهیم» واسطه این ازدواج مجدد بود ! خشم و عصبانیت سراسر وجودم را فرا گرفت . 

قتل

شب هنگام با «ابراهیم» تماس گرفتم و تلفنی به او فحاشی کردم حتی ناسزای ناموسی گفتم او هم پاسخ مرا داد. ولی هنوز شب به نیمه نرسیده بود که بعد از برگزاری مراسم ازدواج، «عنایت» (یکی از فرزندان ابراهیم) با من تماس گرفت و ضمن فحاشی ناموسی پرسید چرا به پدرش ناسزا گفته ام؟! در پاسخ به او گفتم چرا فحش می دهی اگر جرئت داری بیا تا با هم روبه رو شویم! که او هم فریاد زد: «بیا بیرون». دیگر نمی توانستم خودم را کنترل کنم سوار خودروی پرادوی پدرم شدم و با دست خالی به طرف خانه ابراهیم به راه افتادم. وقتی آن جا رسیدم ابراهیم و چند تن از فرزندانش در حالی از خانه بیرون آمدند که سنگ و چوب در دست داشتند و به سمت خودروی من حمله ور شدند. آن ها شیشه ها را شکستند و خودرو را تخریب کردند .

 ابتدا دنده عقب گرفتم تا از محل فرار کنم ولی آن ها همچنان به سمت من می آمدند و اجازه نمی دادند محل را ترک کنم. برای آن که از ضربات چوب و سنگ بگریزم چند بار با خودرو به سمت آن ها هجوم بردم ولی ضاربان پشت در حیاط منزل پناه می گرفتند. زمانی که دیدم خودرو به کلی تخریب شده و آن ها قصد جان مرا دارند خودرو را با شدت به در کوبیدم و وارد حیاط منزل شدم ولی هنگامی که خودرو به دیوار سمت چپ حیاط برخورد کرد تازه فهمیدم که «بشیر» (فرزند ابراهیم) بین خودرو و دیوار مانده است . او از درد فریاد دلخراشی کشید که من ترسیدم و از پشت فرمان بیرون پریدم تا از آن جا بگریزم در همین لحظه برادرم «فضل ا…» از راه رسید و خودرو را عقب کشید.

من هم به خانه پدرم گریختم که دایی ام از ماجرا مطلع شد و مرا تحویل پلیس داد . بنا برگزارش اختصاصی خراسان، در پی اعترافات متهمان، این پرونده جنایی به دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و با توجه به اهمیت و حساسیت آن در شعبه ششم مورد رسیدگی دقیق قرار گرفت و طبق قوانین جزایی، قضات با تجربه دادگاه، محاکمه عامل این قتل هولناک را در حالی آغاز کردند که قاضی جواد شاکری ریاست دادگاه را به عهده داشت و قاضی هادی دنیا دیده در زمان محاکمه به عنوان مستشار دادگاه به پرونده‌های ویژه رسیدگی می کرد. بنابراین گزارش ، همزمان با آغاز جلسات محاکمه، تلاش گسترده ای شکل گرفت تا این حادثه مرگبار را غیرعمدی جلوه دهند. «حمزه» (جوان 25ساله متهم به قتل) در ادامه اعترافاتش به قضات دادگاه گفت: من می خواستم با ابراهیم و پسرش رو در رو صحبت کنم ولی آن ها با سنگ و چوب به من حمله کردند که شیشه کنار راننده شکست و چوب به دست من خورد . 

قتل

خودرو را خاموش کردم و پیاده شدم ولی آن ها همگی به طرفم هجوم آوردند و مرا کتک زدند. از ترس به درون خودرو رفتم و من هم خودرو را به سوی جمعیت حاضر راندم. در این هنگام « کریم» را دیدم که کنار دیوار منزل همسایه در حال فرار بود با خودرو به او زدم سپس دنده عقب گرفتم و رو به روی منزل «ابراهیم» ایستادم چون «بشیر» با آجر به شیشه جلو می کوبید. من هم نفهمیدم و با خودرو وارد منزل آن ها شدم که در همین زمان «بشیر» بین خودروی  من و دیوار کنار منزل گیر کرد که زخمی شد و… آن لحظه در حال خودم نبودم ، پای راست، دست چپ و لگنم زخمی شده بود. به همین دلیل من عمدا این کار را نکردم و قصد کشتن او را نداشتم! 

 درهمین حال متهم ادعا می کرد به دلیل شکستن شیشه ها و چراغ های خودرو و با توجه به تاریکی شب دید کافی نداشتم و می خواستم از محل فرار کنم که این حادثه رخ داد و …

به دنبال اظهارات وکلای مدافع و متهمان، قضات دادگاه که گویی سطر به سطر این پرونده جنایی را زیر ذره بین واکاوی های تخصصی و علمی قرار داده بودند فقط با طرح چند سوال حقوقی و عقلی، متهم را در تنگنایی قرار دادند که جز سکوت پاسخ دیگری نداشت. قضات با تجربه شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی پس از شنیدن اظهارات شهود و متهمان و با استناد به دلایل قاطع و مدارک موجود، در نهایت رای به قصاص نفس متهم دادند و رفتار او را با چند دلیل محکم، عملی نوعا کشنده تشخیص دادند به گونه ای که دفاعیات وکیل مدافع نیز موثر واقع نشد اما متهم به رای صادرشده از سوی قضات دادگاه اعتراض کرد و بدین ترتیب این پرونده جنایی برای رسیدگی ویژه به شعبه 32 دیوان عالی کشور ارسال شد. با وجود این،قضات دیوان عالی نیز پس از واکاوی سطر به سطر این پرونده، رای دادگاه را مطابق با موازین قانونی و شرعی تشخیص دادند و عینا به آن مهر تایید زدند . گزارش خراسان حاکی است، با تایید حکم قصاص نفس، «حمزه» در آستانه اجرای حکم قرار گرفت و این پرونده به دایره اجرای احکام دادسرا ارسال شد. شایان ذکر است، با ادامه خدمت قاضی جواد شاکری در دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی، هم اکنون قاضی هادی دنیادیده در سمت رئیس شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مشغول خدمت شده است.

خراسان

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3507-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%88/feed 0