پیشنهاد ویژه https://www.pishnahadevizheh.com رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی Mon, 26 May 2025 15:13:05 +0000 fa-IR hourly 1 پیشنهاد ویژه رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی false شکارچی زنان به دام افتاد؟ | زانتیای سفید کابوس زنان تهرانی https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%#respond Sun, 19 Dec 2021 21:56:19 +0000 اردیبهشت ماه امسال زن جوانی با مراجعه به ماموران پلیس شکایت خود را از راننده یک زانتیا به اتهام آدم ربایی و تجاوز مطرح کرد. پرونده قضایی تشکیل و به شعبه 6 دادسرای جنایی ارجاع شد.

این زن در طرح شکایت خود گفت:«حوالی میدان آزادی به عنوان مسافر سوار یک زانتیا شدم که راننده آن مردی حدود 55 ساله و بسیار موجه بود به طوری که به او شک نکردم. اما در میان مسیر، به بیراهه رفت و ماشین را سمت جاده بهشت زهرا راند و من را مورد تجاوز جنسی قرار داد. سپس من را سمت خانه مان برگرداند و رهایم کرد. اما نتوانستم شماره پلاک او را بردارم.»

اما ماجرای شکایت ها به همین جا ختم نشد و چند روز بعد زن جوان دیگری با مراجعه به پلیس ادعا کرد راننده یک خودروی زانتیا در جاده بهشت زهرا به او تجاوز کرده بوده است. اما او نیز اظهار داشته بود که به دلیل بد بودن حالش و تاریکی هوا نتوانسته است شماره خودرو را بردارد.

قتل

شکایت های سریالی زنان تهرانی از مرد متجاوز

بعد از ثبت دو شکایت اول، سومین شکایت هم به فاصله کمی به ثبت رسید.این بار همسر جوان یک زن تهرانی سراسیمه با ماموران تماس گرفت و خبر از ربوده شدن زن جوانش داد و گفت:«دقایقی قبل همسرم با من تماس گرفت و گفت راننده یک خودروی زانتیا او را ربوه است اما نتوانست به صحبت کردن ادامه دهد و تماس قطع شد.»

در حالی که تحقیقات پلیسی برای یافتن ردی از زن جوان آغاز شده بود، ساعتی بعد زن جوان با پلیس تماس گرفت و گفت:«راننده یک خودرو زانتیا من را ربود و به سمت جاده بهشت زهرا برد و قصد تجاوز به من داشت. اما در یک لحظه توانستم دستم را از شیشه خودرو بیرون برده و در را بازکردم و خودم را به بیرون پرتاب کردم. اما عینکم را که اول اسم خودم و همسرم روی آن حک شده در ماشینش جا گذاشتم.»

با همکاری شاکی با پلیس، مسیر عبور خودرو زانتیا و شماره پلاک او شناسایی شد.

قتل

متجاوز سریالی زنان تهرانی در یک مسافرخانه زندگی می کند

ماموران با ردیابی آدرس محل زندگی صاحب ماشین متوجه شدند که او از مدتی قبل جدا از خانواده اش زندگی می کند و رد او را در یک مسافرخانه واقع در جنوب شهر زدند. سپس متهم در یک عملیات ضربتی دستگیر شد.

او از همان ابتدا اتهام تجاوز به زنان تهرانی را گردن نگرفت و ادعا کرد تنها به عنوان مسافر آنها را سوار خودرو کرده بوده است. وی در اظهارات خود گفته بود از مدتی اختلافات خانوادگی و دعوا بر سر مهریه همسرش سبب شده که در مسافرخانه ساکن شود. به همین دلیل احتمال می رود وی با انگیزه انتقام از زنان دست به تجاوزهای سریالی زده باشد.

اما متهمان علی رغم اینکه توسط شاکیان شناسایی شده بود در هیچ یک از مراحل رسیدگی به اتهام انتسابی اعتراف نکرد و ادعا می کند که نقشی در این آدم ربایی های سریالی نداشته است.در همین حال شکایت جدیدی علیه این مرد در دادسرای جنایی تهران به ثبت رسید.

زن جوان با ثبت شکایت خود در شعبه ششم دادسرای جنایی تهران نزد بازپرس صاحب جمعی از راننده میانسال زانتیا به شرح جزئیات حادثه پرداخت.این زن اعلام کرد که راننده زانتیا او را ربوده و بعد از ضرب و جرح شدید از او سرقت کرده است.

تجاوز

چند سال داری؟

    36 سال.

چطور به دام راننده زانتیا افتادی؟

    شب عید سال 1400 بود که برای خرید شیرینی از یک قنادی بیرون از خانه رفته بودم.می خواستم از سه راه شریعتی برای عبدل آباد ماشین بگیرم اما خیابان شلوغ بود و ماشین پیدا نمی شد. مدتی منتظر بودم تا اینکه یک زانتیا ترمز کرد و من مسیرم را گفتم و سوارم کرد.

شک نکردی که شاید راننده زانتیا مسافربر نباشد؟

    اول کمی شک کردم اما نگاه کردم و دیدم که او میانسال است.فکر کردم به سن و سال و ظاهرش نمی خورد که خلافکار باشد.از طرفی عجله داشتم که زودتر به خانه برسم و برای همین سوار خودرو شدم.

وقتی تغییر مسیر داد شک نکردی؟

    کمی که در خیابان پیش رفت مسیرش را منحرف کرد و به یک فرعی پیچید.به او گفتم مسیر عبدل آباد از این سمت نیست که او گفت ترافیک خیلی شدید است و می خواهد از فرعی به یک راه میانبر برسد.اما کمی که حرکت کرد متوجه شدم کلا از مسیر منحرف شده است.وارد اتوبان که شد قفل مرکزی را زد و من شروع کردم به داد و بیداد اما اعتنا نمی کرد.گوشی تلفن همراهم را از کیفم بیرون آوردم و با شوهرم تماس گرفتم.گفتم یک نفر من را سوار ماشین کرده و می گویم توقف کند اما اعتنا نمی کند.شوهرم داشت می گفت خودت را از خودرو به بیرون پرتاب کن.در همان حال یکدفعه ضربه محکمی به سر و صورتم زد در حدی که از گوشم خون آمد و استخوان کنار صورتم شکست.بعد دیگر چیزی نفهمیدم.

چطور توانستی از دستش رها شوی؟

    همسرم بلافاصله با 110 تماس گرفته بود.راننده زانتیا هم متوجه شده بود که شاید خانواده ام به پلیس اطلاع دهند و او تحت تعقیب قرار گیرد.برای همین من را از ماشین بیرون پرتاب کرده بود.اما من بعد از ضربه ای که به صورتم زد دیگر چیزی به خاطر ندارم.

یعنی وقتی خانواده ات تو را پیدا کردند بیهوش بودی؟

    من به حدی ترسیده بودم که شوک شدید روانی به من وارد شده بود.در حدی که هیچ چیز از آن لحظه ها به یاد ندارم.محل حدودی ماشین را به همسرم گفته بودم و او و برادرم همان حوالی را دنبال من می گشتند.می گفتند وقتی من را کنار گاردریل دیدند فقط جیغ می کشیدم و اجازه نمی دادم کسی به من نزدیک شود.برادرم می گفت صورتم به خاطر کتک های راننده به حدی ورم کرده بود که اول من را نشناخت.بعد هم کیف من را خالی کرده بود و پول هایم را برداشته بود.

بنا بر این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پروده در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3662-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%/feed 0
اسرار جدیدی از خانه وحشت افشا شد | تعداد قربانیان بیشتر شد؟ https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3613-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7-%d8%b4%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%82 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3613-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7-%d8%b4%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%82#respond Sat, 18 Dec 2021 13:35:26 +0000 کارآگاهان جنایی تهران همچنان در تلاش‌اند تا اسرار خانه وحشت را فاش کنند. تحقیقات اکنون نشان داده غیر از دو دختر نجات‌یافته، حداقل دو نفر دیگر نیز در خانه متهم زندانی بودند که البته هنوز آن‌ها پیدا نشده‌اند. از سویی هویت دختری که به قتل رسیده هنوز فاش نشده است و بررسی‌ها در این رابطه ادامه دارد.

پرونده خانه وحشت روز پانزدهم آذرماه و زمانی گشوده شد که مأموران پلیس پیشگیری تهران بزرگ در حال اجرای احکام پنجاه‌ویکمین مرحله از طرح رعد بودند. آن‌ها به خانه فردی که پیش‌تر به‌عنوان مال‌خرِ اموال مسروقه مورد شناسایی قرار گرفته بود، رفتند، اما در این خانه رازی هولناک از جنایت و شکنجه دختران جوان کشف شد.

سردار علیرضا لطفی، رئیس پلیس آگاهی تهران، درباره آخرین وضعیت این پرونده گفت: این پرونده یک روند پیچیده دارد که در حال طی‌شدن است. گروهی از کارآگاهان زبده پلیس آگاهی رسیدگی به این موضوع را در دستور کار خود قرار داده‌اند و رسیدگی به آن در حال انجام است.

وی با بیان اینکه متهم اصلی این پرونده ازسوی روان‌شناسان و روان‌پزشکان مورد بررسی قرار گرفته است، گفت: این اقدام با هدف بررسی مشکلات اعصاب و روان این متهم انجام شده است.

جرم قتل جسد

رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ با بیان اینکه تحقیقات روی این پرونده همچنان در حال انجام است، گفت: لازم است در حال حاضر این پرونده به‌طور کامل مورد رسیدگی قرار بگیرد و اگر وضعیت و شرایط آماده شد، حتما درباره آن و جزئیات این پرونده اطلاع‌رسانی می‌کنیم.

لطفی در عین حال تأکید کرد این پرونده زوایای مختلفی دارد.

او همچنین درباره افزایش تعداد شکات نیز گفت: این موضوع نیز در حال پیگیری است. ما یک‌سری ظن‌هایی داریم، اما هنوز به قطعیت نرسیدیم و پیگیر آن‌ها هستیم. بااین‌حال، در رسیدگی به این پرونده تمام شک‌ها و احتمالات را مورد بررسی قرار داده‌ایم.

تاکنون مشخص شده غیر از دو دختر نجات‌یافته، یک دختر دیگر در این خانه زندانی بوده که با استفاده از ملحفه به جای طناب توانسته از بالکن فرار کند. از سویی زنی از اهالی شاهرود نیز در سفر به تهران در دام متهم به نام سعید افتاده بود که شوهرش او را نجات داد.

دو دختر نجات‌یافته گفته‌اند دختران و زنان زیادی به این خانه رفت‌وآمد داشتند. هر دو قربانی سعید می‌گویند از هویت مقتول نیز اطلاعی ندارند و فقط می‌دانند او از اهالی شهر‌های اطراف مشهد بود. این در حالی است که پزشکی قانونی اعلام کرده با توجه به گذشت زمان زیادی از زمان مرگ متوفی و فساد جسد، امکان شناسایی او وجود ندارد و فقط اثر انگشت او به دست آمده و پلیس در تلاش است تا با استفاده از همین نمونه اثرانگشت، هویت مقتول را فاش کند. هم‌زمان با این شاخه از تحقیقات، بازجویی‌ها از دو دختر فریب‌خورده نیز ادامه دارد.

قتل

یکی از این دختران که سه سال در خانه وحشت اسیر بود، در تازه‌ترین اظهاراتش گفته است: بعد از فرار از خانه معتاد شدم و یک سال خیابان‌خواب بودم تا اینکه در یک پارک با سعید آشنا شدم. او ادعا کرد مأمور پلیس است و حاضر است کمک کند که ترک کنم؛ به همین دلیل به او اعتماد کردم و همراهش رفتم، اما به‌محض اینکه به خانه سعید رسیدیم، او به من تجاوز کرد. در این سه سال افراد زیادی به خانه سعید رفت‌وآمد می‌کردند، اما او اجازه نمی‌داد من با آن‌ها مواجه شوم.

او ادعا می‌کرد این زنان و دختران متهم هستند و آن‌ها را برای بازجویی می‌آورد. چندی پیش صدای دختری را شنیدم و بعد متوجه شدم او با ملحفه‌ها طنابی درست کرده و با پریدن روی دیوار خانه همسایه فرار کرده است. سعید زن دیگری را هم به خانه آورده بود که خیلی سروصدا می‌کرد و دنبال فرار بود تا اینکه خواهر سعید او را فراری داد.

دختر دوم که هشت ماه در خانه وحشت زندانی بود نیز گفته است: افراد زیادی به خانه سعید رفت‌وآمد داشتند و سعید مدعی بود همه آن‌ها متهم هستند. از طرفی جسد دختری را که صدای درگیری‌اش را از داخل کمد شنیدم و او را به قتل رسانده بود، در نزدیکی من نگهداری می‌کرد که بوی تعفنش مرا همیشه آزار می‌داد. روزی که از او درباره دختری که به قتل رسیده بود سؤال کردم، به من گفت او را برای کار به جزیره کیش فرستاده است، اما می‌دانستم که دروغ می‌گوید و او را به قتل رسانده است.

سعید کارگر یک مسافرخانه بوده که با پرسه در ترمینال‌ها و ایستگاه راه آهن، مسافران بی پناه را به بهانه اسکان، به خانه خود می‌برده است.

شرق

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3613-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7-%d8%b4%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%82/feed 0
پرونده خفاش شب دوباره باز شد | جزئیات پرونده خفاش شب https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3586-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%a8-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d9%88% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3586-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%a8-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d9%88%#respond Fri, 17 Dec 2021 11:29:12 +0000 غلامرضا خوشرو کوران کردیه متولد یکم آذر ماه سال ۱۳۴۳ بود؛ عبدالله عبدالرحمن، مراد نادری، ستار وخفاش شب از القاب و نام‌های غلامرضا بود.

او اولین بار در شهرستان نیشابور به دلیل ارتکاب سرقت در سال ۱۳۶۱ دستگیر و در ادامه با اعتراف واهی خود مبنی بر جاسوسی برای کشور‌های بیگانه به زندان رفت.

آغاز سریال قتل‌های خفاش شب در تهران

او در سال ۱۳۷۱ به تهران نقل مکان کرد و پس از سرقت یک دستگاه خودروی سواری اقدام به مسافرکشی می‌کرد. غلامرضا همیشه لباس سیاه رنگی به تن داشت و با این شکل و شمایل اقدام به مسافرکشی می‌کرد که همیشه مسافرانش دختران و زنان جوان بودند.

هدفش از قبل مشخص شده بود، مسافرکشی، رفتن به جای خلوت، سرقت جواهرات، آزار و اذیت زنان و دختران و در نهایت قتل آن‌ها و سوزاندن اجسادشان در مکان‌های نامعلوم.

غلامرضا به دفعات مکرر توسط پلیس آن زمان دستگیر و در هر دفعه خود را با نام‌های متفاوت معرفی می‌کرد و ماموران را فریب می‌داد؛ اما در پاییز سال ۱۳۷۱ به دنبال شکایت دختران جوانی با این عنوان که ۲ مرد پس از سوارکردنشان به عنوان مسافر طلا‌ها و پول‌هایشان را سرقت کرده و برخی را نیز مورد تجاوز قرار داده‌اند، پرونده تشکیل و ماموران را به دستگیری این دو ترغیب کرد.

پلیس تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد و پس از چند روز تعقیب و مراقبت در درگیری مسلحانه‌ای ۲ متهمی را که اقدام به این اعمال جنایتکارانه کرده بودند، دستگیر کرد.

ظهر یکی از روز‌های پاییز همان سال، خودرو از سوی نیرو‌های انتظامی در منطقه شهرزیبا شناسایی شد. ماموران خودروی مذکور را تعقیب کردند و پس از چند تیراندازی که به زخمی شدن غلامرضا و البته مرگ یک عابر پیاده منجر شد، سرنشینان خودرو را دستگیر کردند.

خفاش شب

علی کریمی و غلامرضا خوشرو که آن زمان خودش را مراد نادری معرفی کرده بود، در بازجویی به چندین فقره تجاوز و سرقت مسلحانه علیه بانوان اعتراف کردند.

علی با پوشش زنانه عقب خودرو می‌نشست تا به زعم خود دختران را فریب دهد و در ادامه با سوار کردن آن‌ها مقاصد شوم خود را به کمک غلامرضا اجرا می‌کرد.

پرونده بررسی شد و احکام صادر شد، اما قبل از اینکه حکمی اجرا بشود، غلامرضا در زمان انتقالش از زندان به دادگستری از دست ماموران پلیس فرار کرد و متواری شد، بعد‌ها همدستش به دلیل سرقت و تجاوز به زنان اعدام شد.

دستگیری اتفاقی خفاش شب توسط واحد گشت بسیج در غرب تهران

در این سال‌ها که او متواری بود در گوشه‌ای از شهر مشغول انجام کار‌های خود بود تا اینکه ساعت ۲۲ روز پنجم تیرماه ۱۳۷۶ بسیجیان پایگاه مقاومت شهید نظری درغرب تهران در گشت‌های خود در سطح شهر با غلامرضا برخورد می‌کنند و در ابتدا خود را جبار رحمتی و اهل مشهد معرفی کرده بود.

غلامرضا در پاسخ به سوالات گشتی‌ها می‌گوید: «خانه‌ام در سه راه آذری است و برای خرید از فروشگاه شهروند آمده بودم که حالم خراب شد؛ به خانه یکی از دوستانم که در پونک همین نزدیکی‌ها است رفتم که شب را در آنجا بمانم، اما کسی در خانه نبود و ناچار شدم به این بوستان بیایم و استراحت کنم.»

واحد‌های گشتی بسیج محله به غلامرضا گفتند که برو و در اینجا نمان، اما بعد از مدتی بازهم نیرو‌های گشتی بسیج او را دیدند و به رفتارش شک کردند.

پس از تذکر نیرو‌های بسیج بوستان را ترک کرد، اما پس از گذشت دو ساعت، نیرو‌های بسیج این فرد را دوباره در همان حوالی پیدا کردند و زمانی که از او پرسیدند که هنوز اینجایی و چه کار می‌کنی، پاسخ داد: «برگشتم به خانه دوستم بروم».

واحد گشت بسیج از او خواستند که خانه دوستش را نشان دهد، بعد از اینکه غلامرضا چند دقیقه‌ای آن‌ها را معطل کرد و در خیابان‌ها گرداند، نیرو‌ها فهمیدند که دوستی در کار نیست و بلافاصله او را به پایگاه بسیج منتقل کردند و پس از بازجویی و تفتیش بدنی مرد ناشناس یک دسته کلید و سوییچ خودروی پیکان سفید رنگی را در جیبش پیدا کردند.

پس از گشت در منطقه خودروی پیکان سفیدی را پیدا کردند که به کلید جیب مرد می‌خورد که بعد‌ها مشخص شد که خودرو سرقتی است.

خفاش شب

نیروی بسیج او را به کلانتری تحویل داد و پلیس که از مدت‌ها قبل انتظار دستگیری غلامرضا را می‌کشید، سوژه را کت بسته در اختیار گرفته بود، به آگاهی تهران منتقل شد و از آن لحظه به بعد تحقیقات و بازجویی‌های کارآگاهان شروع شد که در نهایت به قتل زنان و سوزاندن اجسادشان اعتراف کرد.

کشف اجساد قربانیان خفاش شب در نقاط مختلف تهران

پرونده قتل‌های او با کشف جسد زنی ۵۴ ساله در مقابل پارک چیتگر در روز ۱۳ فروردین ۱۳۷۶ شروع شد و پس از آن ماموران اجساد سوخته زنان دیگری را در ۱۶ و ۳۱ فروردین، ۲، ۸، ۱۴ و ۳۰ خرداد کشف کردند.

غلامرضا در مصاحبه تلویزیونی که در آن زمان با او انجام شد درباره نخستین مقتولان خود گفت: «اولی را ساعت نه ونیم یا ده شب سوار کردم و به سمت پایین حرکت کردم. نرسیده به استادیوم آزادی به داخل فرعی پیچیدم، او که متوجه قضیه شده بود در داخل ماشین با من درگیر شد و من هم او را با ضربات چاقو کشتم.

دومی خانمی بود که از شهرک مخابرات سوارش کردم البته صبح زود بود، وقتی به سمت سرازیری رفتم به سمت فرعی پیچیدم و خانم مسافر فهمید؛ داد و فریاد کرد و با من درگیر شد و کمی که جلوتر رفتم ماشین را نگه داشتم و با چاقو زدم و او را کشتم.»

او درباره مقتول سوم و چهارم خود گفت: «صبح زود خانمی را از شهرک غرب سوار کردم، پس از طی مسافتی به سمت فرعی پیچیدم و به طرف جاده خاکی رفتم و خانم مسافر گفت: کجا می‌روی؟ و با من بگو مگو کرد؛ بعد چاقو را درآوردم یک ضربه زدم.

حوالی ساعت ده شب بود که از طرف مینی سیتی به طرف بالا می‌رفتم، در آنجا خانمی منتظر تاکسی بود که او را سوار کردم و پس از طی مسافتی تغییر مسیر دادم و به طرف فرعی خیابان رفتم که دختر داد و فریاد کرد؛ از او خواستم داد نزند، ولی او جیغ می‌کشید و دست و پا می‌زد کمی جلوتر رفتم به جای مناسب‌تری رسیدم و یعنی انتهای مینی‌سیتی. دختر را زیر پل بردم و کشتم و بعد از آن جنازه‌اش را اطراف ولنجک و اوین انداختم و آتش زدم»

به گفته خفاش شب، او وسایل مقتولان را در بازار می‌فروخته و اعتراف کرد که چهارسال پیش هم به جرم آدم ربایی و آزار دختران محکوم شده است.

او در پاسخ به علت آدم کشی‌هایش گفت: دلیل بخصوصی نمی‌توانم تعریف بکنم. یک هفته اعصابم خراب بود و دست خودم نبود، تشنج به من دست می‌داد و همه‌اش توی فکر بودم.

تشکیل جلسات دادگاه متهم در دادگاه

پرونده غلامرضا خوشرو کوران کردیه خارج از نوبت در شعبه ٣٥ دادگاه عمومی واقع در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) مورد رسیدگی قرار گرفت.

در اولین جلسه که علنی و با حضور شاهدان تشکیل شد، او خود را معرفی کرد و گفت که ٢٨ ساله و ساکن روستائی در قوچان خراسان است.

دومین جلسه دادگاه مدتی پس از تشکیل، برای رسیدگی به موارد خلاف عفت عمومی و به منظور حفظ حیثیت خانواده‌های قربانیان، غیرعلنی اعلام شد.

دادگاه او یکی از جنجالی‌ترین دادگاه‌های تاریخ ایران بود که تمام مراحل آن جز رسیدگی به اقدامات منافی عفت او به طور علنی برگزار شد و جزئیات قتل‌ها و جنایت‌هایش بشدت مردم را تحت تأثیر قرار داد.

اتهامات عنوان شده علیه این متهم سرقت اتومبیل، آدم ربایی، ارتکاب نه فقره قتل، اقدام به قتل برادرزاده خردسال خود و فرار از چنگ ماموران در سال ١٣٧٢اعلام شد.

در دومین جلسه دادگاه وکیل تسخیری متهم در قسمتی از دفاعیات خود گفت: حکمت حضور وکیل، جلوگیری از مکتوم ماندن حقیقت و رفع ستم به متهم است. حال آن که در این پرونده، ظلم شدید و ستم اکید وسیله این جانی قربانیان و خانواده‌های آنان رفته و قلب مردم آزرده شده است.

اینجانب وکیل متهم نیستم، مدعی العموم هستم، چگونه میتوانم اتهامات متهم را نفی کنم، حال آن که متهم صریحأ در مراجع و رسانه‌ها به گناه خود اعتراف دارد.

دادگاه، غلامرضا خوش رو را به ٢١٤ ضربه شلاق و اعدام محکوم کرد و این پرونده با پیک مخصوص به دیوان عالی کشور ارسال و حکم صادره تأیید شد.

سرانجام ساعت ۷:۴۵ صبح روز چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه سال ۷۶ غلامرضا خوشرو کوران کردیه در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک بعد از اجرای ۲۱۴ حکم شلاق به دار مجازات آویخته شد.

هنگام زدن ضربه‌های شلاق به دست اولیای دم، یکی از زنان حاضر در جمع فریاد می‌زد که «وقتی داشتی با چاقو تن دخترم را تکه تکه می‌کردی به فکر این روز‌ها هم بودی»؟

او درآخرین خواسته‌اش روی کاغذ نوشت: «به هیچ کس بدهکار نیستم و از کسی طلبکار نیستم و از همه طلب بخشش دارم».

باشگاه خبرنگاران

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/3586-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%a8-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af-%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d9%88%/feed 0