پیشنهاد ویژه https://www.pishnahadevizheh.com رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی Mon, 26 May 2025 15:29:56 +0000 fa-IR hourly 1 پیشنهاد ویژه رسانه خبری اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی false حادثه ای تلخ در یکی از محله های تهران | قتل پدر توسط دخترش فقط به خاطر ارثش! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25674-%d8%ad%d8%a7%d8%af%d8%ab%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%8 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25674-%d8%ad%d8%a7%d8%af%d8%ab%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%8#respond Tue, 07 May 2024 19:00:00 +0000 عقربه‌ها ساعت 9:35 صبح 17 اردیبهشت ماه سال گذشته را نشان می‌داد که فردی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110، تماس گرفت و هراسان به اپراتور گفت: با خودرو در جاده قدیم تهران ـ قم  در حال رانندگی بودم که جسد مردی را در بیابان‌ها مشاهده کردم؛ برای کمک‌رسانی اقدام کنید.

با اعلام این خبر، ماموران کلانتری 178 شمس‌آباد، متخصصان پزشکی قانونی، تیم تشخیص هویت و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به همراه بازپرس جنایی دادسرای فشافویه راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.

قتلحادثه ای تلخ در یکی از محله های تهران | قتل پدر توسط دخترش فقط به خاطر ارثش!

تیم جنایی جسد مرد حدوداً 52 ساله را مشاهده کردند که بر اثر خفگی قربانی جنایت شده بود. گزارش پزشک صحنه نیز حکایت از آن داشت قتل در مکان دیگری رخ داده و جسد برای آتش‌افروزی به این بیابان‌ها منتقل شده است. در نخستین‌ گام کارشناسان تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی با دستور بازپرس جنایی اقدام به انگشت‌نگاری از روی جسد کردند که هویت مرد میانسال فاش شد.

کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات متوجه شدند مقتول که شغل آزاد داشته، ساکن غرب استان تهران بوده و 2 دختر جوان نیز دارد که اعضای این خانواده خیلی زود هدف بازجویی قرار گرفتند.

2 دختر مقتول با اظهارات ضد و نقیضی در جریان تحقیقات مدعی شدند با پدر خود هیچگونه مشکلی نداشتند و آخرین‌ روزی که او را دیدند 24 ساعت قبل از کشف جسد بوده است، همچنین به دلیل اینکه مقتول در گذشته سابقه ترک خانه را به مدت چندین روز داشته، فقدانی او را به پلیس اعلام نکرده‌اند.

تحقیقات محلی تیم جنایی از همسایه‌‌ها حکایت از آن داشت، این 2 خواهر به شدت با پدر خود اختلاف داشتند و مقتول در گذشته چندین‌بار فرزندان خود را به قتل تهدید کرده بود که همین سرنخ شک کارآگاهان را برانگیخت!

تجزیه و تحلیل‌های اطلاعاتی ادامه داشت تا اینکه لاشه سوخته خودروی پژو پارس مقتول داخل یک دره واقع در شهرستان دورود توسط ماموران پاسگاه حشمت‌آباد کشف شد و در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی 2 دختر جوان مقتول را دستگیر کردند.

یکی از خواهران که در جریان تحقیقات منکر هرگونه درگیری با پدر خود بود پس از مواجه با شواهد و مدارک موجود چاره‌ای جز بیان حقیقت را نداشت و از یک جنایت هولناک رازگشایی کردند.

یکی از متهمان ماجرای جنایت را اینطور توضیح داد: من و خواهرم قصد داشتیم تا در یک خانه مجردی زندگی کنیم اما پدرمان مخالف بود و همین موضوع اختلاف خانوادگی گسترده‌ای آفرید و تا حدی پیشرفت که پدرم ما را تهدید به قتل کرد.

زن جوان ادامه داد: در جریان این درگیری‌ها به تنهایی تصمیم گرفتم که پدرم را به قتل برسانم به‌خاطر همین از 2 مرد جوان که از گذشته با آنها دوست بودیم، کمک گرفتم. روز حادثه پدرم در اتاق خوابش به خواب عصرگاهی فرو رفته بود که من درب ورودی خانه را مخفیانه برای متهمان باز کردم، دقایقی بعد آنها از پله‌ها بالا آمدند و با طنابی که در اختیارشان گذاشتم پدرم را با همکاری یکدیگر به قتل رساندیم.

متهم گفت: پس از ارتکاب جنایت، جسد را با خودروی پژو 206 من به بیابان‌های اطراف تهران ـ قم بردیم و در آنجا با بنزین جسد را به آتش کشیدیم در ادامه هم 2 مرد جوان خودروی پژو پارس پدرم را از پارکینگ خانه برداشتند و برای معدوم کردن آن جهت گمراه کردن مسیر پرونده به شهرستان دورود بردند. خواهرم در این جنایت نقشی نداشته است.

کارآگاهان به دنبال دریافت این اعترافات، خیلی زود اقدامات اطلاعاتی را کلید زدند و مخفیگاه 2 مرد جوان را در غرب استان تهران شناسایی و آنها را در یک عملیات ضربتی به دام انداختند.

قتل (2)حادثه ای تلخ در یکی از محله های تهران | قتل پدر توسط دخترش فقط به خاطر ارثش!

متهمان پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی خیلی زود هدف بازجویی قرار گرفتند و به قتل مرد جوان با همدستی یکی از دختران مقتول اعتراف کردند.

با صدور قرار عدم صلاحیت از سوی دادرس شعبه 101 دادگاه عمومی بخش فشافویه، پرونده به دادسرای مربوط ارجاع داده شد و تحقیقات همچنان ادامه دارد.

تجزیه و تحلیل‌های اطلاعاتی ادامه داشت تا اینکه لاشه سوخته خودروی پژو پارس مقتول داخل یک دره واقع در شهرستان دورود توسط ماموران پاسگاه حشمت‌آباد کشف شد و در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی 2 دختر جوان مقتول را دستگیر کردند.

یکی از خواهران که در جریان تحقیقات منکر هرگونه درگیری با پدر خود بود پس از مواجه با شواهد و مدارک موجود چاره‌ای جز بیان حقیقت را نداشت و از یک جنایت هولناک رازگشایی کردند.

یکی از متهمان ماجرای جنایت را اینطور توضیح داد: من و خواهرم قصد داشتیم تا در یک خانه مجردی زندگی کنیم اما پدرمان مخالف بود و همین موضوع اختلاف خانوادگی گسترده‌ای آفرید و تا حدی پیشرفت که پدرم ما را تهدید به قتل کرد.

منبع: ایران حوادث

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25674-%d8%ad%d8%a7%d8%af%d8%ab%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%8/feed 0
قتل پدر فقط به خاطر ارث توسط تنها دخترش | تنها راه حل فقر کشتن پدر شد! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25287-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d8%a https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25287-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d8%a#respond Wed, 24 Apr 2024 17:20:32 +0000 عقربه‌ها ساعت 9:35 صبح دوازدهم اسفندماه سال گذشته را نشان می‌داد که فردی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110، تماس گرفت و هراسان به اپراتور گفت: با خودرو در جاده قدیم تهران ـ قم  در حال رانندگی بودم که جسد مردی را در بیابان‌ها مشاهده کردم؛ برای کمک‌رسانی اقدام کنید.

با اعلام این خبر، ماموران کلانتری 178 شمس‌آباد، متخصصان پزشکی قانونی، تیم تشخیص هویت و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به همراه بازپرس جنایی دادسرای فشافویه راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.

قتل

تیم جنایی جسد مرد حدوداً 52 ساله را مشاهده کردند که بر اثر خفگی قربانی جنایت شده بود. گزارش پزشک صحنه نیز حکایت از آن داشت قتل در مکان دیگری رخ داده و جسد برای آتش‌افروزی به این بیابان‌ها منتقل شده است. در نخستین‌ گام کارشناسان تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی با دستور بازپرس جنایی اقدام به انگشت‌نگاری از روی جسد کردند که هویت مرد میانسال فاش شد.

کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات متوجه شدند مقتول که شغل آزاد داشته، ساکن غرب استان تهران بوده و 2 دختر جوان نیز دارد که اعضای این خانواده خیلی زود هدف بازجویی قرار گرفتند.

2 دختر مقتول با اظهارات ضد و نقیضی در جریان تحقیقات مدعی شدند با پدر خود هیچگونه مشکلی نداشتند و آخرین‌ روزی که او را دیدند 24 ساعت قبل از کشف جسد بوده است، همچنین به دلیل اینکه مقتول در گذشته سابقه ترک خانه را به مدت چندین روز داشته، فقدانی او را به پلیس اعلام نکرده‌اند.

تحقیقات محلی تیم جنایی از همسایه‌‌ها حکایت از آن داشت، این 2 خواهر به شدت با پدر خود اختلاف داشتند و مقتول در گذشته چندین‌بار فرزندان خود را به قتل تهدید کرده بود که همین سرنخ شک کارآگاهان را برانگیخت!

تجزیه و تحلیل‌های اطلاعاتی ادامه داشت تا اینکه لاشه سوخته خودروی پژو پارس مقتول داخل یک دره واقع در شهرستان دورود توسط ماموران پاسگاه حشمت‌آباد کشف شد و در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی 2 دختر جوان مقتول را دستگیر کردند.

یکی از خواهران که در جریان تحقیقات منکر هرگونه درگیری با پدر خود بود پس از مواجه با شواهد و مدارک موجود چاره‌ای جز بیان حقیقت را نداشت و از یک جنایت هولناک رازگشایی کردند.

یکی از متهمان ماجرای جنایت را اینطور توضیح داد: من و خواهرم قصد داشتیم تا در یک خانه مجردی زندگی کنیم اما پدرمان مخالف بود و همین موضوع اختلاف خانوادگی گسترده‌ای آفرید و تا حدی پیشرفت که پدرم ما را تهدید به قتل کرد.

زن جوان ادامه داد: در جریان این درگیری‌ها به تنهایی تصمیم گرفتم که پدرم را به قتل برسانم به‌خاطر همین از 2 مرد جوان که از گذشته با آنها دوست بودیم، کمک گرفتم. روز حادثه پدرم در اتاق خوابش به خواب عصرگاهی فرو رفته بود که من درب ورودی خانه را مخفیانه برای متهمان باز کردم، دقایقی بعد آنها از پله‌ها بالا آمدند و با طنابی که در اختیارشان گذاشتم پدرم را با همکاری یکدیگر به قتل رساندیم.

متهم گفت: پس از ارتکاب جنایت، جسد را با خودروی پژو 206 من به بیابان‌های اطراف تهران ـ قم بردیم و در آنجا با بنزین جسد را به آتش کشیدیم در ادامه هم 2 مرد جوان خودروی پژو پارس پدرم را از پارکینگ خانه برداشتند و برای معدوم کردن آن جهت گمراه کردن مسیر پرونده به شهرستان دورود بردند. خواهرم در این جنایت نقشی نداشته است.

کارآگاهان به دنبال دریافت این اعترافات، خیلی زود اقدامات اطلاعاتی را کلید زدند و مخفیگاه 2 مرد جوان را در غرب استان تهران شناسایی و آنها را در یک عملیات ضربتی به دام انداختند.

قتل (2)

متهمان پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی خیلی زود هدف بازجویی قرار گرفتند و به قتل مرد جوان با همدستی یکی از دختران مقتول اعتراف کردند.

با صدور قرار عدم صلاحیت از سوی دادرس شعبه 101 دادگاه عمومی بخش فشافویه، پرونده به دادسرای مربوط ارجاع داده شد و تحقیقات همچنان ادامه دارد.

تجزیه و تحلیل‌های اطلاعاتی ادامه داشت تا اینکه لاشه سوخته خودروی پژو پارس مقتول داخل یک دره واقع در شهرستان دورود توسط ماموران پاسگاه حشمت‌آباد کشف شد و در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی 2 دختر جوان مقتول را دستگیر کردند.

یکی از خواهران که در جریان تحقیقات منکر هرگونه درگیری با پدر خود بود پس از مواجه با شواهد و مدارک موجود چاره‌ای جز بیان حقیقت را نداشت و از یک جنایت هولناک رازگشایی کردند.

یکی از متهمان ماجرای جنایت را اینطور توضیح داد: من و خواهرم قصد داشتیم تا در یک خانه مجردی زندگی کنیم اما پدرمان مخالف بود و همین موضوع اختلاف خانوادگی گسترده‌ای آفرید و تا حدی پیشرفت که پدرم ما را تهدید به قتل کرد.

منبع: ایران حوادث

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/25287-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d8%a/feed 0
اقدام وحشتناک یک زن! | قتل همسرش با همدستی دو مرد دیگر!! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24807-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c- https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24807-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-#respond Sat, 13 Apr 2024 20:10:00 +0000 سردار علی ولی‌پور گودرزی در تشریح جزئیات این خبر گفت:‌ حوالی ساعت ۱۸ روز چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ماه سال گذشته، زن میانسالی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و اعلام کرد که در قسمت سمت چپ جاده کن – سولقان یک چادر مسافرتی درحال سوختن است و  مردی در  آن چادر حضور دارد که قربانی حریق شده است. با اعلام این خبر ماموران به محل حادثه مراجعه و مشاهده کردند که فرد داخل چادر جان خود را از دست داده است. در همین راستا نیز با دستور مقام قضایی تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل حادثه شده و رسیدگی به موضوع را در دستورکار خود قرار دادند. 

قتل

وی ادامه داد: کارآگاهان در محل با جسد مردی حدوداً ۲۷ساله مواجه شدند که کاملاً سوخته بودو همچنین گزارش اولیه حکایت از آن داشت که مرد جوان با ضربات جسم سخت به سرش به قتل رسیده است و سپس جسد او به آتش کشیده شده است. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در نخستین گام برای کشف سرنخ به سراغ اهالی محله رفتند که در این میان مرد میانسالی به تیم تحقیق گفت، ساعت دو ظهر چادر مسافرتی را در جاده دیده که سالم بوده و نشانه‌ای از درگیری هم در آنجا وجود نداشته است، اما ساعتی بعد متوجه شده که چادر مسافرتی در حالی که یک جسد داخلش قرار دارد به آتش کشیده شده است.

ولی‌پور گودرزی با اشاره به ادامه روند تحقیقات در این پرونده گفت: کارآگاهان تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی با انجام اقدامات تخصصی در محل وقوع قتل به کارآگاه پرونده کمک کردند تا ردپایی از قاتل به دست آورند. همچنین در ادامه بررسی‌ها نیز به‌دلیل شدت سوختگی جسد، هویت مقتول برای تیم تحقیق نامشخص باقی ماند. پس از پایان تحقیقات میدانی در صحنه جنایت، کارآگاهان دایره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ، مأموریت یافتند با بازبینی دوربین‌های مداربسته جاده  امام‌زاده داوود و اقدامات اطلاعاتی هویت عامل این جنایت هولناک را شناسایی کنند.

قتل

وی با بیان اینکه در گام آخر، جسد مقتول برای معاینات دقیق‌تر و تشخیص هویت به پزشکی قانونی منتقل شد، گفت: در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای دستگیری عامل این جنایت وارد عمل شدند. چندی پس از این جنایت هولناک، مرد میانسالی به اداره چهارم پلیس آگاهی که ویژه فقدان است مراجعه کرد و به کارآگاهان گفت که پسر جوانش با هویت معلوم چندی قبل از خانه‌اش خارج شده اما دیگر بازنگشته است و عروسش نیز خبری از او ندارد و به همین دلیل نگران است که بلایی بر سر او آمده باشد.

رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه داد: پس از ثبت شکایت و تشکیل پرونده، کارآگاهان در نخستین‌ گام از بیمارستان‌های تهران استعلام  گرفتند اما اثری از مرد گمشده پیدا نکردند. تیم جنایی در این شاخه از تحقیقات به سراغ اقدامات اطلاعاتی و کارآگاهی رفتند و مشخص شد همسر فرد مفقود شده با مرد جوانی به‌صورت مخفیانه ارتباط داشته است که همین موضوع فرضیه وقوع جنایت را پررنگ کرد. کارآگاهان اداره چهارم به‌دنبال دریافت این اطلاعات مهم با هماهنگی‌های لازم با مرجع قضائی راهی مخفیگاه متهمان شدند و با عملیات‌های جداگانه متهمان را دستگیر  و به مقر انتظامی منتقل کردند.

قتل

به گفته ولی‌پور گودرزی بررسی‌های بیشتر نیز نشان داد که چند روز قبل از اینکه اعلام فقدانی این مرد به پلیس گزارش داده شود او و همسرش برای تفریح به غرب تهران رفتند که با توجه به این موضوع خانواده فقدانی برای انجام آزمایش‌های “DNA” به پزشکی قانونی رفتند که مشخص شد جسد سوخته کشف‌شده در جاده کن – سولقان متعلق به همین فرد مفقودی است.وی با بیان اینکه در پی کسب این اطلاعات زن و مرد جوان تحت بازجویی‌ قرار گرفتند، گفت: آنان در اظهارات اولیه خود موارد ضد و نقیضی را بر زبان آورده و حتی منکر هرگونه ارتباط با یکدیگر بودند. پس از آن هنگامی که با شواهد و مدارک موجود داخل پرونده مواجه شدند سرانجام از یک جنایت هولناک پرده برداشتند و به قتل در چادر مسافرتی در جاده کن – سولقان اعتراف کردند. تحقیقات جنایی نیز حکایت از آن داشت که زن و مرد جوان که با یکدیگر ارتباط مخفیانه داشتند تصمیم گرفتند که همسر این زن را با طراحی یک نقشه از قبل تعیین شده به قتل برسانند.

قتل

رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در ادامه تشریح شیوه این جنایت گفت: با نقشه قبلی زن جوان به‌همراه همسرش برای تفریح به جاده کن – سولقان رفت و اقدام به برپایی چادر کردند. پس از آن مرد دیگر ناگهان وارد چادر مسافرتی شده و با ضربات مهلک به سر همسر این زن او را به قتل رساند و پس از ارتکاب جنایت با مواد آتش‌زا اقدام به سوزاندن جسد کرده و به همراه زن جوان از محل متواری شدند.ولی‌پور گودرزی در پایان گفت:‌پس از اعترافات اولیه، با صدور قرار قانونی از سوی مرجع قضائی متهمان برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند و تحقیقات همچنان ادامه دارد./جار نیوز 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24807-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%a7%da%a9-%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-/feed 0
رفیقم را به قتل رساندم تا با زنش ازدواج کنم! | ادعای این قاتل بی وجدان همه را متعجب کرد https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24687-%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%da%a https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24687-%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%da%a#respond Mon, 08 Apr 2024 18:36:22 +0000 جسد سوخته مقتول که نادر نام داشت، تابستان سال گذشته در منطقه کن پیدا شد، اما چون مجهول‌الهویه بود راز جنایت سر به مهر باقیمانده بود. این در حالی بود پدر نادر بی‌خبر از قتل پسرش، اواخر پاییز سال 1402 به اداره چهارم پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد و از مفقود شدن فرزند خود خبر داد.

این مرد میانسال گفت: پسرم 35 ساله و متاهل است که یک فرزند خردسال هم دارد. مشکوکم که اتفاقی برای پسرم افتاده باشد چون مدت زیادی شده است که از او خبر ندارم، البته خیلی با نادر ارتباط نداشتم و هر چند وقت یکبار او یا من زنگ می‌زدیم تا حال هم را بپرسیم. مدتی بود که او به من زنگ نزده بود و من هم از او خبری نداشتم. وقتی تلفن کردم، جواب نداد برای همین به عروسم زنگ زدم تا در مورد پسرم از او بپرسم. عروسم با حالتی متعجب گفت مگر شما خبر ندارید نادر برای کار به ترکیه رفته و بعد هم اگر بشود می‌خواهد به اروپا برود و بعد هم ما را با خود ببرد.

این مرد در پایان گفت: به عروسم اعتماد کرده‌ام اما نگرانم انگار پسرم می‌خواست قاچاقی برود که چیزی به من نگفته است برای همین می‌خواهم در مورد سرنوشت او تحقیق کنید.

به این ترتیب تحقیقات برای یافتن مرد مفقود شده آغاز شد و در حالی که تجسس‌ها بی‌نتیجه مانده بود، پدر مرد نادر پس از چند ماه بار دیگر به پلیس آگاهی مراجعه کرد و از تماس فردی خبر داد که مدعی شده پسرش در مرز است و قصد خروج از کشور را دارد.

پدر نادر به ماموران گفت: فرد ناشناسی که زنگ زد، ادعا کرد از طرف پسرم تماس می‌گیرد، پسرم خودش به تلفن دسترسی نداشته به همین خاطر از او خواسته سلامتش را به من خبر دهد. او گفت پسرم هنوز از کشور خارج نشده و همین روزها به ترکیه می‌رود تا کار کند. هرچقدر از او خواستم به پسرم بگوید به من زنگ بزند، گفت ممکن نیست. همه اینها با هم باعث نگرانی بیشتر من شد . فکر کردم لازم است پلیس این اطلاعات را بداند.

قتل

این مرد همچنین گفت: متوجه شده‌ام که عروسم با دوست نادر ارتباط دارد و همسایه‌ها هم این موضوع را تایید کرده‌اند.

در پی این اطلاعات جدیدی که به ماموران پلیس رسیده بود، همسر نادر به نام مریم احضار شد. این زن در اداره آگاهی ادعای قبلی خود مبنی بر خروج همسرش از کشور را تکرار کرد و گفت: نادر از کشور خارج شده تا در نهایت به اروپا برود و من هم مدتی است از او بی خبرم.

با این وجود ماموران تحقیقات خود را ادامه دادند و در نهایت ارتباط مریم با دوست شوهرش به نام احمد تایید شد.

همچنین در بررسی پیامک‌های آنها مشخص شد آنها اس ام اس هایی را رد و بدل کرده‌اند. در ادامه هر دو تحت نظر قرار گرفتند و مشخص شد هرچند وقت یکبار با هم قرار می‌گذارند و به قهوه‌خانه‌ای می‌روند. در نهایت شک پلیس به یقین تبدیل شد و هر دو بازداشت شدند، اما همچنان منکر اطلاع از سرنوشت مرد مفقود شده بودند. تا اینکه سرانجام هر دو متهم به قتل نادر با همدستی هم اعتراف کردند.

احمد گفت: من به خانه مقتول رفت و آمد داشتم و متوجه شدم با زنش اختلاف و درگیری دارد. حتی با هم دعوا هم می‌کردند، در ادامه با همسرش ارتباط گرفتم و او برایم درد دل کرد تا جایی که تصمیم به ازدواج گرفتیم اما نادر مزاحممان بود برای همین نقشه قتل او را در خانه خودش کشیدیم.

این متهم در مورد قتل گفت: آن شب مهمان بودم و شروع کردم به صحبت با نادر و بحث بر سر اینکه چرا با همسرت اختلاف و درگیری داری. کار به دعوا رسید و من با میله آهنی که از قبل آماده کرده بودیم، او را کشتم. جسدش را پتو پیچ کردم و به حوالی کن بردم و آتش زدم.

با بدست آمدن این نتایج احتمال اینکه جسد مجهول الهویه‌ای که تابستان سال گذشته کشف شد بود متعلق به مرد مفقود شده باشد به عنوان فرضیه ای محتمل مورد بررسی قرار گرفت و دی ان ای مهر تاییدی بر همه ماجرا زد.

سپس مریم نیز در اعترافاتش گفت: با شوهرم اختلاف داشتم و عاشق دوست او شدم. به همین دلیل نقشه قتل را کشیدیم./ صد آنلاین

قتل

زن 21 ساله چرا به شوهرش خیانت کرد؟

 زن21 ساله ای که به اتهام چاقوکشی و استفاده از افشانه فلفل دستگیر شده بود درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: اولین فرزند خانواده هستم که تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم. پدرم با آن که مردی معتاد و کارگر ساختمانی بود اما هیچ گاه دعوا و مشاجره او را با مادرم ندیدم چراکه پدرم مرد مهربانی بود و همه اعضای خانواده را دوست داشت.

اکنون نیز 7 سال از ترک اعتیادش می گذرد و دیگر مواد مخدر مصرف نمی کند اما من که در خانواده ای ضعیف زندگی می کردم و مادرم نیز برای تامین مخارج خانواده در خانه های مردم کارگری می کرد، در 11 سالگی مرا به عقد یکی از بستگانش درآورد که 10 سال از من بزرگ‌تر بود ولی من به «اصغر» علاقه ای نداشتم. به همین خاطر هم خیلی زود و در همان دوران نامزدی از او طلاق گرفتم و به تحصیلاتم ادامه دادم. هنوز 6 ماه بیشتر از طلاقم سپری نشده بود که روزی با یکی از دوستانم به فروشگاه لوازم تزیینی دوست پسر او رفتیم تا «سپیده» موضوعی را با «نعمت» در میان بگذارد. خلاصه در همین دیدار بود که «نعمت» به من چشم دوخت و این گونه روابط عاطفی بین من و «نعمت» شکل گرفت. «سپیده» هم وقتی موضوع را فهمید  با من قهر کرد ولی نعمت درحالی قصد ازدواج با مرا داشت که پدرم اصرار می کرد به تحصیلاتم ادامه بدهم و در شرایط بهتری ازدواج کنم اما من راضی نشدم و با «نعمت» ازدواج کردم. حدود2 سال بعد نامزدم قصد داشت مراسم عروسی را برگزار کند اما خانواده ام نمی توانستند جهیزیه را فراهم کنند. به همین دلیل من باردار شدم تا خانواده ام را برای شروع زندگی مشترک در تنگنا بگذارم. از سوی دیگر وقتی پدرم اوضاع را این گونه دید به ناچار جهیزیه اندکی با قرض از دوستانش تهیه کرد و مرا در حالی به خانه بخت فرستاد که چند ماه بعد پسرم به دنیا آمد ولی رفتارهای نعمت با من به کلی تغییر کرده بود و دیگر به من اهمیتی نمی داد. در همین روزها بود که فهمیدم «نعمت» دوباره به سوی «سپیده» بازگشته و با او ارتباط دارد.

قتل

دنیا روی سرم خراب شد. در این وضعیت نمی دانستم چگونه رفتار کنم. اعصابم به هم ریخته بود که پس از یک مشاجره طولانی، دست پسرم را گرفتم و به خانه پدرم رفتم. تصمیم داشتم از «نعمت» طلاق بگیرم و به دنبال سرنوشت خودم بروم اما او با رفتارهایش تلاش کرد تا اعتماد مرا جلب کند و سوگند خورد که دیگر باکسی در ارتباط نباشد. از سوی دیگر هم مرا به کلاس های شیرینی پزی فرستاد تا این حرفه را یاد بگیرم.مدتی بعد در خانه سفارش می گرفتم و شیرینی های مختلف را برای فروشگاه ها تهیه می کردم اما نمی توانستم خیانت همسرم را فراموش کنم. این بود که من هم در فضای مجازی با جوانی آشنا شدم و با او ارتباط پیامکی برقرار کردم .چندبار هم به دیدارش رفتم و با او به گفت وگو پرداختم.

در این میان ناگهان «نعمت» متوجه پیامک ها شد و رابطه من با «سعید» لو رفت. او که خیلی عصبانی شده بود مرا زیر مشت و لگد گرفت و کتکم زد. من هم به سوی آشپزخانه رفتم و با چاقو به شوهرم حمله کردم که او با دستش تیغه چاقو را گرفت و کف دستش زخمی شد. در این گیر و دار من به سمت اتاق فرار کردم و افشانه فلفل را از روی میز برداشتم و به صورت همسرم پاشیدم. این گونه بود که «نعمت» وحشت زده با پلیس تماس گرفت و من هم دستگیر شدم اما ای کاش …

باتوجه به اهمیت این پرونده چاقوکشی، بررسی های قانونی و اقدامات روان‌شناختی با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد آبکوه(رئیس کلانتری طبرسی شمالی مشهد) به کارشناسان دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد.

منبع: صد آنلاین

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/24687-%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%da%a/feed 0
قتل وحشیانه پسر معلول 8 ساله توسط مادرش | مادر مقتول: دیگر از دستش جانم به لب رسیده بود! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/23830-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/23830-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%#respond Thu, 07 Mar 2024 16:30:30 +0000 به نقل از رکنا، سرهنگ عبدالرضا رخشان در خرم‌آباد با اشاره به جزئیات قتل پسر معلول لرستانی، گفت: یک پسر 11 ساله معلول ذهنی و جسمی طی چند روز گذشته  توسط مادر و خاله‌اش به قتل رسید.

وی افزود: نیروی انتظامی پس از اطلاع از ماجرای قتل پسر معلول بلافاصله طی عملیاتی کمتر از چند ساعت مادر و خاله  مقتول را دستگیر کردند و آنان در اعترافات اولیه به قتل این پسر اعتراف کردند.

قتل

رئیس پلیس آگاهی لرستان، عنوان کرد: قاتلان معلول لرستانی اعتراف کرده‌اند که مقتول را به‌ وسیله دارو بیهوش و سپس خفه کرده‌اند.

وی با بیان اینکه مادر پسر معلول انگیزه خود را از قتل فرزندش خسته‌ شدن از وضعیت بیماری وی اعلام کرده‌ است، بیان کرد: پروندۀ مادر و خاله مقتول برای طی مراحل تکمیل به مراجع قضایی ارسال شده‌ است.

پدر کشی توسط سرباز وظیفه در شهرکرد

به محض ورود پلیس فرزند خانواده به پشت بام خانه رفت و با اسلحه گرم به طرف ماموران شلیک می‌کند که ۲ مامور انتظامی زخمی و سرباز وظیفه (هادی راستگو) که راننده خودروی پلیس بوده بر اثر شدت جراحات شهید شد.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت: بامداد امروز در یک درگیری خانوادگی بین پدر و پسر در یکی از خیابان‌های شهر یاسوج رخ داد و در این بین یک سرباز شهید و یک مامور نیروی انتظامی مجروح شد.

سید جواد هاشمی مهر روز سه شنبه در بیان جزئیات این خبر اظهار کرد: بامداد امروز یک درگیری خانوادگی بین پدر و پسر رخ می‌دهد که اعضای خانواده از نیروی انتظامی درخواست کمک می‌کنند.

قتلقتل وحشیانه پسر معلول 8 ساله توسط مادرش | مادر مقتول: دیگر از دستش جانم به لب رسیده بود!

وی افزود: به محض ورود پلیس فرزند خانواده به پشت بام خانه رفت و با اسلحه گرم به طرف ماموران شلیک می‌کند که ۲ مامور انتظامی زخمی و سرباز وظیفه (هادی راستگو) که راننده خودروی پلیس بوده بر اثر شدت جراحات شهید شد.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد: این درگیری شخصی بود و هیچ ربطی به مسائل انتخاباتی نداشته است.

دوم شهریور ماه امسال به ماموران کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس خبر رسید مرد ۵۰ ساله ای به نام محسن در خانه اش با ضربه‌های متعدد چاقو کشته شده است. جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران به تحقیق پرداختند.

شواهد نشان می‌داد جنایت در حالی رخ داده که دختر و پسر قربانی در خانه حضور داشتند.

دختر ۲۲ ساله قربانی به نام فرانک به ماموران گفت: من و برادر ۲۰ ساله ام که دچار معلولیت و ویلچرنشین است به همراه پدرمان در خانه بودیم و مادرمان برای خرید بیرون رفته بود که یکباره یک مرد جوان و قوی هیکل مقابل در آمد. او که نقاب به صورت داشت می‌گفت در فضای مجازی چندین بار با پدرم درگیر شده و حالا آمده تا از او انتقام بگیرد. او مقابل چشمان من و برادرم پدرمان را که مقابل تلویزیون خوابیده بود کشت و از خانه بیرون رفت.

قتلقتل وحشیانه پسر معلول 8 ساله توسط مادرش | مادر مقتول: دیگر از دستش جانم به لب رسیده بود!

این دختر ادامه داد: یک مرد معتاد مدتی است در پشت بام خانه‌مان زندگی می‌کند. مشخصات مردی که به خانه‌مان حمله ور شد با او مطابقت دارد و من گمان می‌کنم قاتل پدرم همان مرد معتاد است.

رفتارهای مشکوک دختر جوان

 رفتارهای عجیب دختر جوان و خونسردی وی شک پلیس را برانگیخت. دختر جوان از مرگ پدرش ناراحت نبود و هنگام انتقال به پلیس آگاهی نگران بود که گربه‌هایش گرسنه بمانند. رد خون نشان می داد قاتل به داخل حمام رفته و ردی از  خروج وی در خانه وجود نداشت این سرنخ‌ها موجب شد تا نوک پیکان اتهام به سوی دختر جوان بچرخد و فرانک بار دیگر تحت بازجویی قرار بگیرد.

دختر جوان درباره بریدگی روی انگشتانش به پلیس گفت هنگامی که قصد داشته مقابل مرد چاقوکش از پدرش دفاع کند دستانش زخمی شده است.

حادثه

افشای جنایت خانوادگی

در حالی که دختر جوان همچنان مدعی بود هنگامی که مادرش برای خرید مرغ برای گربه‌هایش از خانه بیرون رفته بود پدرش مورد حمله مرد ناشناس قرار گرفته، 3 روز بعد در 5 شهریور ماه پسر جوان پرده از جنایت خانوادگی برداشت و گفت خواهرش پدرشان را کشته است.

 پسر جوان گفت: پدرم و خواهرم مدام با هم اختلاف داشتند. خواهرم به سختگیری‌ های پدرم معترض بود و همین موضوع موجب درگیری میان آنها شده بود. چند روز قبل فرانک گفت قصد دارد کاری کند تا از بدرفتاری‌های پدرم خلاص شویم. او قبلاً هم چند مرتبه با گوشی موبایل پدر به فضای توییتر رفته و حرف‌هایی ضد انقلاب زده بود. او امیدوار بود تا پدرم بازداشت شود اما چون به خواسته اش نرسید تصمیم به قتل پدر گرفت. او از من خواست تا در غیاب مادرمان صدای ضبط را زیاد کنم. او سپس به داخل اتاق رفت و وقتی از اتاق بیرون آمد متوجه شدم پدرمان را کشته است. او داد و فریاد راه انداخت و از همسایه‌ها کمک خواست و به دروغ گفت پدرمان از سوی یک مرد ناشناس کشته شده است .

با اظهارات پسر جوان فرانک لب بیان حقیقت گشود و به قتل پدرش اعتراف کرد.

اعلام گذشت

دختر جوان در حالی به بازسازی صحنه جرم پرداخت که برادرش که تنها ولی دم بود اعلام گذشت کرد.

 اعلام گذشت پسر جوان فرانک از جنبه عمومی جرم در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

 در این جلسه فرانک به تشریح ماجرا پرداخت و گفت: پدرم مرد بد خلق و سختگیری بود. وقتی دیپلم گرفتم حتی اجازه نداد در کنکور شرکت کنم و به دانشگاه بروم. او اجازه نمی‌داد سر کار بروم. چون مادرم زن مظلومی است همیشه سکوت می‌کرد و پدرم به من و مادر و برادرم ظلم می‌کرد. او حتی  حاضر نبود برای درمان برادرم پولی خرج کند.

 دختر جوان در حالی که اشک می‌ریخت ادامه داد: پزشکان گفته بودند معلولیت برادرم با کاردرمانی کمتر می‌شود اما پدرم حاضر نبود او را پیش دکتر ببرد. او به ما خرجی نمی‌داد و فقط برای خودش میوه و غذا می‌خرید و آنها  را به تنهایی در پشت بام می‌خورد و به خانه می‌آمد. از رفتارهای او خسته شده بودم. به همین خاطر از چند ماه قبل تصمیم گرفتم کاری کنم تا همگی از دست او خلاص شویم.

وی در تشریح جزییات جنایت گفت: آخرین بار مادرم را به بهانه خرید گردن مرغ برای  گربه‌هایم از خانه بیرون فرستادم .از برادرم خواستم تا صدای ضبط را زیاد کند. سپس با 2 کارد آشپزخانه بالای سر پدرم که خوابیده بود رفتم و چند ضربه به او زدم اما باور کنید درست به خاطر ندارم چند ضربه زدم. وقتی پزشکی قانونی در گزارشرد پی اعلام کدرم با ۱۸ ضربه چاقو کشته شده خودم شوک شدم. رفتاری‌های پدرم باعث شد چنین تصمیمی بگیرم.

 با پایان دفاعیات دختر جوان قضات وارد شور شدند و طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی وی را به ۵ ماه زندان با حساب روزهای بازداشت محکوم کردند .به این ترتیب وی از زندان آزاد شد. / فرارو

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/23830-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%/feed 0
حرکت از قتل برادر زاده تا مرگ کودگ 9 ساله پایان یافت! | چطور عمه جان دست به قتل زد https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22876-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%a9%d9%88%d8%af%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%b https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22876-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%a9%d9%88%d8%af%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%b#respond Sun, 04 Feb 2024 20:24:16 +0000  اخبار مختلف قتل را مطالعه کنید:

یک زن و شوهر که به صورت پلیدانه ایی دست به قتل می زدند. چه کسی فکرش را می کرد که یک پسر با سواد و سطح مطالعه عالی دست به قتل بزند. گاهی اوقات اتفاقات مثبت یک پشت پرده منفی دارد، همانند مردی که زن مورد علاقه اش را به قتل رساند. عجیب تر از همه این اتفاقات این است که یک عروس را با اسلحه به قتل رساندند. دست آخر دو مورد از قتل مطالعه کنید.

شامگاه ۱۹ مهرماه سال ۱۴۰۰ مردی با کلانتری ۱۸۱ وردآورد تماس گرفت و از آتش سوزی در خانه همسایه‌اش خبر داد.

 این مرد گفت: در همسایگی ما یک مادر و دختر زندگی می‌کنند. چند دقیقه قبل صدای درگیری شدیدی از خانه همسایه شنیدم و همراه چند نفر از همسایه‌ها مقابل در رفتم. اما همان موقع دختر جوانی از در بیرون آمد که سراپا آتش بود من و همسایه‌ ها آتش را خاموش کردیم و متوجه شدیم دختر جوان از ناحیه شکم چاقو خورده است.

 با این تماس ماموران کلانتری و اورژانس به مجتمع مسکونی در حوالی دریاچه چیتگر رفتند و پیکر نیمه جان دختر ۳۶ ساله به نام مهناز به بیمارستان تریتا منتقل شد. اما ساعتی بعد به خاطر شدت سوختگی جان سپرد.

قتل

بازداشت عمه خشمگین

در بررسی‌های پلیسی روشن شد مهناز میهمان خانه عمه ۵۸ ساله اش به نام  ماهور بود که کشته شد .

با افشای این ماجرا ماهور تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل آتشین برادرزاده‌اش اعتراف کرد.

 وی در بازجویی‌ها گفت: مهناز برادرزاده ام بود و چون رابطه خوبی با خانواده‌اش نداشت بیشتر اوقات به خانه من می‌آمد و با دختر ۳۲ ساله‌ام در ارتباط بود. مدتی بود متوجه شده بودم مهناز اعتیاد دارد و سر به راه نیست .به همین خاطر مخالف ارتباط آنها با هم بودم. من می‌ترسیدم مهناز  دخترم را هم به دام سیاه بیندازد .آنها شبها تا دیروقت بیرون بودند و به اعتراضات من اهمیتی نمی دادند.

این زن ادامه داد: آخرین بار برادرزاده‌ام در غیاب دخترم  به خانه‌ام آمد .من با او صحبت کردم تا رابطه‌اش را با دخترم قطع کند. اما او با گستاخی پاسخم را داد. رفتارهای او باعث شد عصبانی شوم. من با چاقوی آشپزخانه یک ضربه به شکم مهناز زدم. اما او فحاشی می‌کرد و حاضر نبود خانه‌ام را ترک کند. من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم مایع اشتعالزایی را که در خانه داشتم به روی او پاشیدم و فندک زدم. مهناز سراپا آتش شده بود که همسایه‌ها سر رسیدند و آتش را خاموش کردند ولی من قصد کشتن او را نداشتم.

 عمه خشن به بازسازی صحنه جرم پرداخت و در حالی پرونده اش با صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد که  برادر  وی  برایش درخواست قصاص را مطرح کرد.

قتل (2)

شوخی مرگبار دو کودک روستایی در کرمان به قتل کودک ۹ ساله منجر شد.

شوخی مرگبار دو کودک روستایی  منجر به قتل کودک ۹ ساله در شرق کرمان شد. رئیس دادگاه عمومی شهرستان فهرج  در تشریح این حادثه دلخراش  اظهار کرد: شوخی مرگبار دو  کودک با اسلحه کلت کمری منجر به مرگ تلخ یک پسر بچه ۹ ساله در  روستای ا… آباد بخش نگین کویر فهرج شد. قاضی امیرحسین بهجتی با بیان  این که وجود سلاح‌های غیرمجاز در منطقه تهدیدی برای امنیت شهروندان و جان انسان هاست، ادامه داد: متاسفانه روز گذشته دو پسر بچه ۹ ساله در روستای ا… آبادشهرستان  فهرج با یک قبضه سلاح کلت کمری مسلح که در منزل در دسترس این دو کودک بوده، به قصد بازی و شوخی به طرف دوست هم سن و سال خود را  نشانه می‌گیرد که براثر تیراندازی و شلیک گلوله پسربچه دیگر هدف اصابت گلوله قرارگرفته و دچار جراحات شدید می‌شود.

وی افزود: بلافاصله این کودک به بیمارستان شهرستان همجوار(ریگان) اعزام و منتقل می‌شود که بر اثر اصابت گلوله به سر و صورت و شدت جراحات و خونریزی، در مرکز درمانی جان خود را ازدست داد.این مسئول قضایی خاطرنشان کرد: در این زمینه پرونده قضایی تشکیل شده و موضوع درحال بررسی است و تحقیقات تکمیلی در این خصوص  از سوی دستگاه قضایی و پلیس همچنان ادامه دارد. این مقام قضایی در پایان هشدارداد: نگهداری سلاح غیرمجاز جرم محسوب می‌شود و بی احتیاطی پدر خانواده  و در دسترس قرار دادن اسلحه غیرمجاز منتهی به این حادثه دلخراش و غیرقابل جبران شده است.

قتل

فرمانده انتظامی شهرستان فهرج هم وجود سلاح غیرمجاز در منزل زمینه ساز این حادثه هولناک دانست. سرهنگ  احمدپور افزود: این پسر نوجوان که باعث مرگ دلخراش پسری دیگر در منزل خود شده بود، دستگیر شد و  یک بار دیگر در خصوص نگهداری نکردن  سلاح در منزل و در دسترس کودکان هشدار داد. این مقام انتظامی اضافه کرد: در دسترس بودن یک قبضه کلت کمری و شلیک یک پسر نوجوان به پسری هم سن و سال خودش در یک منزل روستایی مرگ این پسر نوجوان را به همراه داشت.وی افزود: لحظاتی پس از گزارش  این حادثه  هولناک به پلیس، ماموران انتظامی در خصوص دستگیری عامل تیراندازی، کشف سلاح و پیشگیری از تبعات احتمالی بعدی وارد عمل شدند این فرد را دستگیر کردند. فرمانده انتظامی فهرج با اشاره به این که در این زمینه  پرونده قضایی تشکیل شده که  موضوع در حال بررسی است.این  دو مقام قضایی و انتظامی  در پایان هشدار دادند: نگهداری سلاح غیرمجاز جرم محسوب می‌شود و متاسفانه بی احتیاطی پدر خانواده در دسترس قرار دادن اسلحه غیرمجاز منتهی به این حادثه دلخراش و غیرقابل جبران شده است./رکنا

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22876-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%a9%d9%88%d8%af%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%b/feed 0
نمونه عجیب یک قتل به صورت مجازی | تو اینترنت سرچ زدم بعد آن را به ملاقات مرگ فرستادم https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22920-%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%db%8c%da%a9-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22920-%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%db%8c%da%a9-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1#respond Wed, 31 Jan 2024 15:06:33 +0000  اخبار مختلف قتل را مطالعه کنید:

یک زن و شوهر که به صورت پلیدانه ایی دست به قتل می زدند. چه کسی فکرش را می کرد که یک پسر با سواد و سطح مطالعه عالی دست به قتل بزند. گاهی اوقات اتفاقات مثبت یک پشت پرده منفی دارد، همانند مردی که زن مورد علاقه اش را به قتل رساند. عجیب تر از همه این اتفاقات این است که یک عروس را با اسلحه به قتل رساندند. دست آخر دو مورد از قتل مطالعه کنید.

۱۱ آبان امسال گزارش مرگ مرد ۴۳ ساله‌ای به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. در تحقیقات اولیه مأموران به تحقیق از همسر وی پرداختند که زن جوان گفت: من برای خرید از خانه خارج شدم و زمانی که برگشتم با بدن نیمه‌جان همسرم مواجه شدم. با اورژانس تماس گرفته و پس از انتقال همسرم به بیمارستان، او فوت کرد. همسرم بیماری قلبی داشت و پزشک مصرف قهوه و کافئین را برای او ممنوع کرده بود اما فکر کنم در نبود من قهوه نوشیده است.

احتمال جنایت

اظهارات ضد و نقیض زن جوان و مرگ مشکوک شوهرش، باعث شد که بازپرس جنایی دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی و مشخص شدن علت مرگ را صادر کند.

قتل

با گذشت سه ماه از مرگ محمود، پزشکی قانونی اعلام کرد: مرد جوان بر اثر خوردن سیانور جانش را از دست داده است.

از سوی دیگر پلیس پی برد که وی با همسرش اختلافات زیادی داشته‌ بنابراین فرضیه قتل خانوادگی قوت گرفت و زن جوان را بازداشت کردند.

او این بار در تحقیقات اصرار داشت که همسرش خودکشی کرده است اما در مواجهه با مدارک پلیسی به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: ۱۳سال قبل با شوهرم که از اقوام‌مان بود ازدواج کردم، ازدواجم به اجبار خانواده بود وگرنه من او را دوست نداشتم. با وجود دو فرزند همچنان با شوهرم مشکل داشتم و او هیچ توجهی به من نمی‌کرد. او ۱۱ سال از من بزرگتر بود و ما خیلی با هم اختلاف سلیقه داشتیم.

زن جوان ادامه داد: همسرم حاضر به جدایی نبود از طرفی خانواده‌ام نیز خیلی با این جدایی موافق نبودند.

درنهایت وسوسه شدم همسرم را به قتل برسانم بنابراین به جست‌وجو در اینترنت پرداختم و متوجه شدم خوراندن سیانور بهترین راه است. بعد از خرید سیانور آن را داخل قهوه ریختم و به او دادم؛ خودم هم از خانه خارج شدم. بعد از دقایقی که برگشتم متوجه مرگ او شدم بعد با صحنه‌سازی سعی کردم مرگ همسرم را سکته قلبی نشان دهم اما رازم خیلی زود برملا شد.

با اعتراف زن جوان به جنایت، به دستور بازپرس جنایی وی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

سیانور چیست ؟ چه مواد غذایی و خوراکی ای حاوی سیانور (به انگلیسی  Cyanide) هستند؟ عملکرد این ماده در زمان ورود به بدن چگونه است؟پادرزهر آن چیست؟ در این مقاله با ما همراه باشید تا ضمن پاسخ به سوالات ذکر شده با این ماده ی شیمیایی و خواص آن بیشتر آشنا شوید. خوردن این ترکیب هرگز توصیه نمی گردد و تماس پوست با آن می تواند مسمومیت های زیادی را در پی داشته باشد.

قتل

دقت فرمایید فروش هر نوع سیانور فقط به صورت عمده و با داشتن مجوز از سوی خریدار امکان پذیر است. لطفا در صورت نداشتن مجوز برای خرید تماس نگیرید.

سیانید چیست ؟ 

سیانور (سیانید یا CN) یک اصطلاح عمومی برای گروهی از مواد شیمیایی حاوی کربن و نیتروژن است که با پیوند سه گانه به یکدیگر متصل شدند. به علت ویژگی های منحصر به فرد آن، CN در تولید قطعات فلزی و بسیاری از محصولات آلی رایج مانند پلاستیک، پارچه های مصنوعی، کود، علف کش ها، رنگ ها و داروها، تمیز کننده های فلزات ، استخراج سنگ معدن در معادن ، آبکاری فلزات ، ساخت فیبرهای مصنوعی ، آبکاری الکتریکی ، کارخانه های طلا و همچنین برای دفع جوندگان و حشرات در منازل و کشتی ها  استفاده میشود.

سیانید دارای بیش از 2000 منبع طبیعی است که عبارتند از : گیاهان ، حشرات ، باکتری ها ، جلبک ها ، قارچ ها و غیره. ترکیبات ساخته شده توسط انسان عبارتند از هیدروژن سیانید ، سدیم سیانید و سیانور پتاسیم .

چند عدد بادام تلخ کشنده است ؟

همانطور که پیشتر نیز گفته شد یکی از موادی که حاوی سیانور می باشد بادام تلخ در حالت خام است.یکی از ابتدایی ترین روش های تشخیص مسمومیت با این ماده نیز استنشاق بوی بادام تلخ از تنفس و دهان فرد مسموم می باشد. با وجود اینکه کاربردها و مصارف متعددی برای بادام تلخ و روغن آن در صنایع مختلف از جمله آرایشی و بهداشتی و … بر شمرده شده است با این حال گفته می شود مصرف بیش از 10 عدد از آن می تواند سبب ورود مقادیر زیادی سیانور به بدن شده و حتی منجر به مرگ شود بنابراین لازم است در مصرف آن احتیاط نمود.

قتل

تعریف و خواص ترکیبات سیانور

عنوان سیانور عموما به هر گونه ماده ای اطلاق می شود که در ساختار خود دارای یون سیانید (CN-) باشد . این یون دارای یک اتم کربن است که با یک پیوند سه گانه به اتم هیدروژن متصل شده است . هیدروژن سیانید (HCN) گاز و یا مایع بی رنگی است که بویی همانند بادام تلخ دارد ، در حالی که سدیم سیانید (NaCN) و پتاسیم سیانید (KCN) پودرهای کریستالی سفید هستند . HCN اسیدی ضعیف است ، بنابراین بسته به دما و pH ، HCN و CN- می توانند به یکدیگر تبدیل شوند ./مشرق

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22920-%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%db%8c%da%a9-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1/feed 0
مردی که همسر خود را به صورت ناجور به قتل رساند! | فرزندان اما دلی بس بزرگ در سینه داشتند https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22602-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%ac%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8% https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22602-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%ac%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%#respond Sun, 28 Jan 2024 13:03:59 +0000  اخبار مختلف قتل را مطالعه کنید:

یک زن و شوهر که به صورت پلیدانه ایی دست به قتل می زدند. چه کسی فکرش را می کرد که یک پسر با سواد و سطح مطالعه عالی دست به قتل بزند. گاهی اوقات اتفاقات مثبت یک پشت پرده منفی دارد، همانند مردی که زن مورد علاقه اش را به قتل رساند. عجیب تر از همه این اتفاقات این است که یک عروس را با اسلحه به قتل رساندند. و این هم یک قتل فجیعانه توسط همسرش که همه را شوکه کرده است.

فرزندان مرد همسرکش پدر خود را بخشیدند و او به زودی به خاطر جنبه عمومی جرم محاکمه می‌شود.

مردی که همسرش را بعد از خفه کردن به عمق ۱۴متری چاه پرت کرده بود از سوی فرزندانش بخشیده شد.

رسیدگی به این پرونده که ابتدا به عنوان مفقود شدن زن جوانی مطرح شده بود از شهریور ماه سال گذشته در دستور کار بازپرس شعبه یازدهم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.

رسیدگی به پرونده زمانی آغاز شد که برادر زن جوان با مراجعه به اداره چهارم پلیس آگاهی تهران، ماجرای گم شدن خواهرش را اینطور روایت کرده بود: «خواهرم یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر ۱۵ ساله دارد. روز آخر پسر خواهرم باشگاه بود و دخترش هم به کلاس تابستانی رفته بود. وقتی بچه‌ها به خانه برگشتند، متوجه شدند که مادرشان خانه نیست. بچه‌ها گفتند وقتی صبح از خانه خارج می‌شدند، مادرشان روی تختش خواب بود. وقتی برگشتند سراغ مادرشان را از من و خواهرانش گرفتند اما هیچ‌کدام از مادرشان که مهناز نام دارد خبری نداشتیم. مهناز سابقه چنین رفتاری را نداشت که بی‌خبر از فرزندانش و خانواده جایی برود.»

با اعلام این خبر اولین کسی که تحت تحقیق قرار گرفت، شوهر ۵۰ ساله مهناز بود. او در برخورد ابتدایی با مأموران ادعا کرد که خبری از همسرش ندارد و گفت روز حادثه همسرش از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته است.

این مرد سعی داشت با داستانسرایی پرونده را از مسیر حقیقت دور و مأموران را گمراه کند او با گذشت ۱۰ ماه از گم شدن مهناز همچنان بر بی خبری خود از سرنوشت همسرش پا فشاری می‌کرد. با این وجود او بارها مورد بازجویی تخصصی قرار گرفت و سرانجام ضدونقیض‌گویی‌هایش سبب شد ظن بازپرس پرونده به او بیشتر شود.

قتل

به این ترتیب تحقیقات با حساسیت بیشتری ادامه پیدا کرد و مشخص شد مهناز و شوهرش از مدتی قبل اختلافاتی داشتند.

بنابراین مرد ۵۰ ساله در جریان بازجویی‌ها، راهی جز افشای حقیقت برای خود ندید. به همین دلیل نزد محمد وهابی بازپرس شعبه یازدهم دادسرای جنایی تهران به قتل همسرش اعتراف کرد. با این وجود بعد از اعتراف به قتل هم دست از داستانسرایی برنمی‌داشت.

مرد متهم ابتدا سعی کرد نحوه به قتل رساندن مهناز و محل اخفای جسد او را فاش نکند. به همین دلیل ادعا کرد که سر همسرش به دیوار خورده و قصد قتل نداشته است. او گفت: «من و همسرم اختلافی با هم نداشتیم و ۲۰ سال با خوبی و خوشی در کنار دو فرزندانم زندگی می‌کردیم. من مکانیک هستم و با اینکه شغل سختی هم دارم، سختی‌ها را به جان خریدم تا زن و بچه‌ام راحت زندگی کنند. همه چیز بین ما خوب بود تا اینکه اخیراً همسرم به من شک کرده بود و می‌گفت تو به من خیانت می‌کنی. این فکر بی‌اساس او باعث شده بود ارتباط ما تیره و تار شود. من همه تلاشم را برای ایجاد محبت در دل همسرم می‌کردم اما فایده‌ای نداشت و کار به جایی رسیده بود که او حرف طلاق می‌زد. من به هیچ‌وجه راضی به جدایی نبودم و می‌خواستم به هر نحوی شده زندگی را حفظ کنم ولی مهناز به هیچ روشی کوتاه نمی آمد و ارتباطش هر روز با من سردتر می‌شد و بیشتر از روز قبل از من فاصله می‌گرفت.»

متهم با این توضیحات درباره ارتباط خود و همسرش ابتدا ادعا کرد که روز حادثه با همسرش درگیر شده و سر مهناز در جریان درگیری به دیوار خورده و فوت کرده است.

همچنین درباره محل مخفی کردن جسد ادعا کرد که جسد را پتوپیچ کرده و در ماشین خود گذاشته و فردای آن روز در نزدیکی شهریار رها کرده است.

ادعای متهم سبب شد مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران و تیم تشخیص هویت قدم‌به‌قدم محلی را که متهم نشانی داده بود، بگردند اما هیچ اثری از جسد نبود. حتی استعلام‌های مختلف نیز کشف جسد زنی ناشناس در آن بازه زمانی را رد می‌کرد.

به این ترتیب مشخص شد که مرد متهم سعی در مخفی کردن حقیقت دارد. به همین دلیل این مرد که اتهام قتل را پذیرفته بود اما ماجرا را بگونه‌ای دیگر تعریف می‌کرد بار دیگر تحت بازجویی قرار گیرد.

قتل

او در بازجویی‌های دوباره ادعا کرد؛ روز حادثه مرد غریبه‌ای را در حال فرار از خانه خود دیده که این موضوع سبب درگیری‌ با همسرش شد. اما زمانی که مجدداً تحت بازجویی قرار گرفت، گفت: «رفتار سرد مهناز باعث شده بود به او شک کنم. با خودم فکر می‌کردم شاید دلش در گرو فرد دیگری است و همین باعث شده که از من فاصله بگیرد. این تصور، ذهن من را مسموم کرده بود و کم‌کم داشت من را به جنون می‌کشاند. روز حادثه وقتی به خانه رسیدم، با مهناز جر و بحثم شد. او باز هم حرف طلاق را پیش کشید و من که بشدت عصبانی شده بودم، او را روی تخت انداخته و روی سینه‌اش نشستم. بعد با دستانم گلویش را اینقدر فشار دادم که صورتش سیاه شد و دیگر نفس نکشید. بعد جسد مهناز را در جای خوابش گذاشتم و روی آن پتو کشیدم. وقتی بچه‌ها به خانه آمدند، به آنها گفتم که مادرشان خسته بوده و زود خوابیده است. فردای آن روز وقتی بچه‌ها دوباره سراغ کلاس‌های خود رفتند، من جسد را با خودروی خودم به باغ شخصی‌مان در کردان بردم. آنجا یک چاه آب عمیق وجود داشت که جسد را در آن انداخته و رویش خاک ریختم.»

متهم با این توضیحات گفت: ماجرای دیدن یک مرد غریبه دروغ بود.

در پی این اظهارات مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران به همراه تیم تشخیص هویت بار دیگر راهی ادرس جدیدی شدند که متهم به عنوان محل اختفای جسد اعلام کرده بود.

سرانجام آتش‌نشانان پس از دو روز تلاش جسد مهناز را در عمق ۱۴ متری کشف کردند.

قتل

به این ترتیب راز قتل زن جوان بعد از ۱۰ ماه از گم شدنش فاش شد. در ادامه روند رسیدگی به این پرونده نیز بازسازی صحنه و تکمیل تحقیقات انجام شد تا پرونده این مرد همسرکش با صدور کیفرخواست در دادسرای جنایی تهران به دادگاه کیفری فرستاده شود. اما قبل از این اتفاق اولیای دم که فرزندان قاتل و مقتول بودند با حضور در دادسرای جنایی تهران اعلام کردند پدرشان را می‌بخشند. از این رو پرونده برای محاکمه از جنبه عمومی جرم به دادگاه فرستاده خواهد شد تا مرد ۵۰ ساله که خطر مرگ با گذشت فرزندانش از سر او گذشته در انتظار حبسی طولانی مدت باشد./صد آنلاین

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22602-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%ac%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%/feed 0
اعدام تلخ پسری که قاتل پدرش شد | پسر بیچاره قتل پدرش را گردن گرفت! https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22780-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1 https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22780-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1#respond Sat, 27 Jan 2024 21:01:47 +0000 جوانی که پس از یک سال فرار از زندان با رصدهای اطلاعاتی دستگیر شده است، طی اعترافاتی تکان‌دهنده جزئیات جنایت‌های خانوادگی خود را بازگو کرد.

سه‌شنبه شب گذشته ماموران کلانتری معراج مشهد با رصدهای اطلاعاتی و بهره گیری از منابع و مخبران به سرنخ هایی از یک قاتل فراری سنگدل دست یافتند که در کوی نجف مشهد به طور مخفیانه زندگی می کرد. طولی نکشید که کلمات رمزآلود در بیسیم های پلیس به هم پیوستند و مشخص شد قاتل مذکور بهمن سال گذشته و پس از یک مرخصی چند روزه، از زندان مرکزی گریخته و دیگر به زندان بازنگشته است.

بنابراین با دستور سرهنگ احمد نگهبان (رئیس پلیس مشهد) ماموران انتظامی سوابق محکوم فراری را که از سوی اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب تحت تعقیب بود، از دل رایانه بیرون کشیدند و این گونه مشخصات و تصویر فردی بر صفحه نمایشگر رایانه نقش بست که بررسی ها نشان داد وی از مجرمان خطرناکی است که علاوه بر جنایت های خانوادگی ،سابقه جعل را نیز در پرونده سیاه خود دارد.

قتل (2)

ه همین دلیل گروهی ویژه از نیروهای کار آزموده کلانتری به فرماندهی سرگرد امیر رضا فعال(رئیس کلانتری معراج)عازم کوی نجف در بولوار توس شدند و مخفیگاه محکوم فراری را به طور نامحسوس محاصره کردند. دقایقی بعد با هماهنگی های قضایی، نیروهای انتظامی وارد سوئیت اجاره ای شدند و در حالی حلقه های قانون را بر دستان جوان یاد شده گره زدند که در خواب عمیقی فرو رفته بود.

با انتقال وی به مرکز انتظامی بررسی های تخصصی در این باره آغاز و مشخص شد که وی از سال ۹۰ در گناباد دستگیر و در زندان وکیل آباد مشهد تحمل کیفر می کرد که بعد از فرار از زندان،از سوی اجرای احکام کیفری تحت تعقیب قرار داشت.

این محکوم فراری دقایقی قبل از انتقال به زندان، درباره ماجراهای تکان دهنده جنایت های خانوادگی به سوالات خبرنگار روزنامه خراسان پاسخ داد. آن چه می خوانید نتیجه گفت وگو با مجرمی است که سرگذشت هولناکی دارد.

قتل

نامت چیست؟

ایمان – م.

چند ساله هستی؟

الان ۳۱ سال دارم.

به چه جرمی در زندان بودی؟

قتل.

چه سالی دستگیر شدی؟

سال ۹۰ چند روز بعد از قتل پدرم دستگیر شدم.

در مشهد؟

نه، در گناباد.

اهل گنابادی؟

بله، آنجا متولد شدم ولی دوران کودکی عجیبی داشتم.

چطور؟

چون پدرم مردی خلافکار بود و سوابق زیادی داشت. زمانی که ۷ ماه بیشتر نداشتم خانواده ام مرا به زوجی سپردند که دارای فرزند نبودند. درواقع مرا آن زوج بزرگ کردند و تا ۹ سالگی به مدرسه فرستادند اما بدبختی‌های من از روزی شروع شد که دوباره خانواده‌ام به سراغم آمدند و مرا از آن زوج تحویل گرفتند و اینگونه سرنوشتم به بدترین شکل رقم خورد.

این ماجرا که می گویی چگونه شروع شد؟

من یک برادر بزرگ تر از خودم داشتم که نامش« امید» بود. البته پدر و مادرم او را هم در دوران نوزادی به بهزیستی سپرده بودند ولی بعد مادربزرگم و خانواده‌ام او را زمانی که حدود ۱۲ سال داشت دوباره از بهزیستی تحویل گرفتند. او گفته بود من به خاطر دارم که برادر کوچک‌تری هم داشتم به همین دلیل مادربزرگم که زن معروفی در گناباد است بعد از جستجوهای فراوان مرا پیدا کرد و از آن زوج تحویل گرفت. از آن روز به بعد هم سرنوشتم تغییر کرد و بدبختی‌هایم شروع شد.

چرا؟ تو که خانواده خودت را پیدا کرده بودی؟

من قدم در خانواده‌ای خلافکار گذاشته بودم که همه آن ها معتاد بودند و به چیزی رحم نمی‌کردند. برادرم که از من بزرگ تر بود مرا با خودش به مکان‌های ناجور و پاتوق‌ها می‌برد و با سوء‌استفاده از من هزینه‌های اعتیادش را تامین می‌کرد. پدرم نیز سوابق متعددی داشت و به هر خلافی دست می‌زد. آنها مرا کتک می‌زدند، می‌سوزاندند و آزارم می‌دادند تا اینکه بالاخره در این اوضاع آشفته و وحشتناک بزرگ شدم و به سن سربازی رسیدم ولی از خدمت سربازی فرار کردم و به گناباد برگشتم.

مجردی؟

بله وقتی از سربازی فرار کردم، پدرم پیشنهاد کرد که مرا داماد کند ولی به او گفتم نه، تو می‌خواهی باز مرا کتک بزنی و بالاخره به حرفش گوش نکردم.

ماجرای قتل برادرت چه بود؟

روزی پدرم که فقط ۳ روز بود از زندان آزاد شده بود با برادرم به کل‌کل افتاد و با هم درگیر شدند. چند روز بعد از این مشاجره و درگیری دوباره برادرم با پسرعمویم درگیر شده بود. من هم سوار بر موتورسیکلت آن روز خانه عمویم بودم. پدرم او را به داخل منزل عمویم کشید و با کارد ۳ ضربه به پهلویش زد. او می‌خواست همانجا برادرم را به قتل برساند ولی پشیمان شد. بعد به پیشنهاد پدرم پیکر مجروح او را به اطراف پلیس راه گناباد بردیم و آنجا در میان زباله‌ها انداختیم. سپس پدرم از من خواست که با سنگ ضرباتی هم به سر برادرم بزنم. البته همه ما از پدرم وحشت داشتیم و از او خیلی می ترسیدیم به همین خاطر هم من با سنگ ضرباتی به سر برادرم زدم و سپس جسد او را در همان محل به آتش کشیدیم.

چرا پدرت را کشتی؟

بعد از ماجرای قتل برادرم حدود یک هفته بود که مادربزرگم مرا تشویق می‌کرد تا پدرم را هم بکشم وگرنه او مرا هم می‌کشد! من هم از ترس نقشه قتل پدرم را کشیدم. سال ۹۰ بود که پدرم به خانه مادربزرگم آمد. برادر کوچک‌تری داشتم که خردسال بود. او را از خانه بیرون کردم و در یک لحظه پدرم را دیدم که می‌گفت باید بروی برای من مواد بگیری! آنقدر تزریق کرده بود که نشئه نشئه بود. او را روی زمین انداختم و با کارد گلویش را بریدم بعد هم با همان چاقو او را سوراخ سوراخ کردم.

جسد را چه کردی؟

بعد از قتل با کمک یکی از بستگانم پیکرش را در خانه مادربزرگم داخل چاه انداختم ولی آنها موضوع را به نیروهای انتظامی اطلاع داده بودند که پلیس گناباد مرا دستگیر کرد و جسد را از چاه بیرون کشیدند.

چه زمانی به زندان مشهد منتقل شدی؟

من از سال ۹۰ که دستگیر شدم در زندان گناباد بودم ولی بعد از یک سال به زندان مشهد منتقل شدم و تا سال ۹۷ در زندان مشهد بودم که دوباره به زندان تایباد رفتم چون به پرداخت دیه سنگین محکوم شده بودم.

یعنی اولیای دم از خون‌خواهی گذشتند؟

بله، مادربزرگم و دیگران رضایت دادند و حکم قصاص نفس لغو شد ولی به خاطر پرداخت دیه هنوز در زندان بودم. وقتی به گناباد منتقل شدم مرا به «بند باز» انتقال دادند.

پس چرا دوباره زندانی شدی؟

چون در بیرون زندان خیلی شلوغ کاری کردم و جرایم دیگری هم مرتکب شدم.

جعل اسناد را هم در همین زمان انجام دادی؟

آن سابقه مربوط به جعل اسناد نیست. به خاطر چک‌پول تقلبی که داشتم دوباره دستگیر شدم و این بار دادستان اجازه نداد در زندان باز باشم به همین دلیل باز هم به داخل زندان رفتم و بعد به مشهد انتقال یافتم که تا سال ۱۴۰۱ در زندان مشهد بودم.

چگونه فرار کردی؟

یک مرخصی چند روزه در بهمن سال گذشته گرفتم ولی دیگر آنقدر خسته شده بودم که تصمیم به فرار گرفتم. بعد هم آمدم در منطقه نجف یک سوئیت اجاره کردم که کسی به من مشکوک نشود.

چگونه دستگیر شدی؟

نمی‌دانم نیروهای انتظامی چگونه رد مرا در این منطقه زدند اما وقتی خواب بودم با سر و صداها بیدار شدم و پلیس را بالای سرم دیدم.

پشیمانی؟

خیلی!

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22780-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d9%be%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1/feed 0
دو قتل که هر دو در جای خود جای تعجب دارد | یکی پدرش را و دیگری همسرش را به قتل رساند https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22682-%d8%af%d9%88-%d9%82%d8%aa%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%db%8c%da https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22682-%d8%af%d9%88-%d9%82%d8%aa%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%db%8c%da#respond Wed, 24 Jan 2024 20:01:48 +0000  اخبار مختلف قتل را مطالعه کنید:

یک زن و شوهر که به صورت پلیدانه ایی دست به قتل می زدند. چه کسی فکرش را می کرد که یک پسر با سواد و سطح مطالعه عالی دست به قتل بزند. گاهی اوقات اتفاقات مثبت یک پشت پرده منفی دارد، همانند مردی که زن مورد علاقه اش را به قتل رساند. عجیب تر از همه این اتفاقات این است که یک عروس را با اسلحه به قتل رساندند. بررسی دو قتل که واقعا درک آن برای انسان بسیار دشوار است.

بررسی دو صحنه قتل توسط دو شخص متفاوت در این خبر و تفکرات و انگیزه هایی که باعث شد دو انسان با دو طرز فکر متفاوت  دست به کاری بزنند که امروزه در جامعه به صورت خیلی عادی و بدون عذاب وجدان در حال انجام است. باید دید چطور به این سادگی افراد دست به چنین کار هایی می زنند که از نظر خیلی از ما انسان ها کار بسیار نادرست و خارج از چارچوب های انسانی است.

زن جوانی که به همراه دوست خود همسرش را در خانه با ضربات چاقو از پای در آورده بود توسط کارآگاهان بازداشت شد و به جنایت هولناک اعتراف کرد.

بعد از ظهر روز گذشته اول بهمن‌ماه، زن میانسالی هراسان با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و به اپراتور گفت: دقایقی قبل دخترم به من زنگ زد و اعلام کرد که با همدستی دوست خود، شوهرش را به قتل رسانده است و نمی‌داند که چه کاری انجام دهد! خانه آنها در محله نواب است، لطفاً برای کمک‌رسانی اقدام کنید.

قتل

خیلی زود این خبر به قاضی محمدجواد شفیعی؛ بازپرس ویژه قتل شعبه پنجم دادسرای امورجنایی مخابره شد و ماموران کلانتری ۱۰۸ نواب برای صحت و سقم از این ماجرا راهی خانه مورد نظر شدند. ماموران پس از اینکه وارد محل مورد نظر شدند در حمام جسد مرد جوانی را مشاهده کردند که داخل چند کیسه مشکی رنگ پیچیده شده بود!

همین کافی بود تا تیمی زبده از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به همراه قاضی جنایی پای در صحنه جرم بگذارند و تحقیقات ویژه را آغاز کنند؛ تیم جنایی پس از اینکه پلاستیک‌ها را از بدن مقتول جدا کردند با جسد مرد حدودا ۲۵ ساله‌ای مواجه شدند که هدف ۱۲ ضربه چاقو قرار گرفته و به قتل رسیده بود.

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در نخستین‌ گام ۲ زن جوان را به اتهام قتل عمدی بازداشت کردند و هدف تحقیق قرار دادند؛ یکی از متهمان به تیم جنایی گفت: من همسر مقتول هستم و با همدستی دوستم مرتکب این جنایت هولناک شدم؛ دوستم که متاهل است چندی قبل به عنوان میهمان به خانه ما آمد و در اینجا ساکن شد! همسرم با من بد رفتاری می‌کرد و اختلافات عمیقی داشتیم که همین موضوع باعث شد تا او را به قتل برسانیم.

همسر مقتول در ادامه توضیح داد: روز حادثه من و دوستم با همسرم مشاجره لفظی پیدا کردیم و با ضربات مهلک چاقو او را از پای در آوردیم! پس از جنایت جسد را به قصد مثله کردن به حمام بردیم اما موفق نشدیم در گام بعدی کیسه‌های مشکی را دور بدن مقتول قرار دادیم تا بتوانیم جسد را راحت جابه‌جا کنیم اما در این میان با مادرم تماس گرفتم و ماجرا را برایش توضیح دادم که در نهایت نیز دستگیر شدیم.

پس از پایان تحقیقات میدانی در صحنه جنایت، کارآگاهان ماموریت یافتند تا با اقدامات فنی و اطلاعاتی تحقیقات خود را در رابطه با انگیزه این جنایت ادامه دهند و همدستان احتمالی را شناسایی کنند.

قتل

با دستور قاضی شفیعی از شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران، جسد مقتول برای معاینات دقیق‌تر به پزشکی قانونی منتقل شد و متهمان برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس تهران بزرگ قرار گرفتند.

حوادث دومی که در این خبر به آن می پردازیم این است:

پسر جوانی که بر اساس یک سری اتفاقات در جریان یک قتل قرار گرفت و کاری را که نباید می کرد را …

پسر جوانی که پدرش را به قتل رسانده بود، توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دستگیر شد و به جنایت خود اعتراف کرد.

ساعت ۱ بامداد امروز یکشنبه یکم بهمن‌ماه، صدای درگیری وحشتناکی میان دو مرد سکوت شبانگاهی محله شهرزیبا را درهم شکست؛ همسایه‌ها که از این موضوع ترسیده‌ بودند برای میانجی‌گری راهی خیابان شدند اما جسد مرد سالخورده‌ای را مشاهده کردند که غرق درخون بود.

طولی نکشید که ماجرای این قتل هولناک در بیسیم‌های کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ پیچید و خیلی زود تحقیقات جنایی برای روشن شدن ابعاد پنهان این حادثه تلخ آغاز شد.

تیم جنایی در صحنه جنایت جسد مرد حدودا ۶۵ ساله‌ای را مشاهده کردند که براثر ضربات متعدد چاقو از پای درآمده بود؛ بررسی‌های اولیه نیز نشان می‌داد مقتول جلوی خانه مجردی خود در جریان درگیری توسط پسرش به قتل رسیده است.

قتل

همین سرنخ کافی بود تا کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دست به کار شوند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن قاتل را دستگیر کنند؛ متهم نیز در همان تحقیقات ابتدایی گفت: پدرم خانه مجردی گرفته بود و دیگر با ما کاری نداشت؛ مادرم نیز بخاطر این موضوع ناراحت و غمگین بود؛ من تصمیم گرفتم برای تمام کردن مشکلات خانوادگی به خانه مجردی پدرم واقع در شهرزیبا بروم؛ هنگامی که رسیدم پدرم را جلوی درب دیدم اما ناگهان مشاجره‌ لفظی میان ما رخ داد و در یک لحظه با ۶ ضربه چاقو مرتکب جنایت شدم!

با صدور قرار قانونی، متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و جسد مقتول جهت معاینات دقیق‌تر به پزشکی قانونی منتقل شد./ خبر آنلاین

 

]]>
https://www.pishnahadevizheh.com/بخش-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%86%db%8c%d9%88%d8%b2-34/22682-%d8%af%d9%88-%d9%82%d8%aa%d9%84-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%db%8c%da/feed 0